Skip to content
702 Hadiths

Encyclopedia of Prophetic Hadiths

فلتر نتایج

8 از 702 کارت

حذف فلترها
رسول الله صلی الله علیه وسلم هنگامی که مردم را به کاری از اعمال دستور می‌داد، به آنچه توانایی انجامش را داشتند، امر می‌فرمودند، آنان گفتند: ای رسول الله! حال ما مانند حال تو نیست؛ زیرا الله متعال گناهان گذشته و آینده تو را بخشیده است، پس [پیامبر] خشمگین می‌شد تا آنجا که اثر خشم در چهره‌اش آشکار می‌گشت، سپس می‌فرمودند: "با تقواترین و داناترین شما به الله من هستم".
صحیح است. بخاری روایت کردهاست.
همراه وفد بنی عامر نزد رسول الله رفته و به ايشان گفتيم: تو سيد ما هستی، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «سيد، الله تبارک وتعالی است»، گفتيم: شما برترين ما و از قدر و منزلت بیشتری در ميان ما برخوردار هستی. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «آنچنان که در ميان خود صحبت می کنيد، (بدون مبالغه) سخن بگوييد و شيطان فريب تان ندهد».
صحیح است. ابو داود و احمد روایت کرده اند.
در چهل سالگی بر رسول الله صلی الله علیه وسلم وحی نازل شد ، و سیزده سال در مکه ماند، سپس به هجرت امر کرده شد، و به مدینه هجرت کرد، و ده سال در آنجا ماند، سپس او صلی الله علیه وسلم از دنیا رحلت نمود.
صحیح است. متفق علیه
«پنج چيز به من عطا شده که پيش از من به هيچ پيامبری داده نشده است: از مسافت يک ماه دشمنانم دچار ترس و وحشت می شوند، و زمين برای من مسجد و پاک گرديده است، بنابراين هر كجا وقت نماز فرارسيد امتم می توانند همانجا نماز بخوانند، و مال غنيمت برای من حلال شده است درحالی كه قبل از من برای هيچ پيامبری حلال نبوده است، حق شفاعت به من عنايت شده است، و هر پيامبری فقط برای قوم خودش فرستاده شده است درحال كه من برای تمام مردم دنيا مبعوث شده ام».
صحیح است. متفق علیه
«سوگند به كسى كه جان محمد در دست اوست، هيچ كسى از اين امت، يهودى باشد يا نصرانى [خبر مبعث] من را نمى‌شنود سپس بمیرد و به آنچه كه براى آن فرستاده شده‌ام ايمان نياورد مگر آنکه از اصحاب دوزخ خواهد بود».
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
«قسم به آنکه جانم به دست اوست، نزدیک است که فرزند مریم در میان شما به عنوان داوری دادگر نازل شود و صلیب را بشکند، و خوک را بکشد، و جزیه را بردارد، و مال آنقدر سرازیر شود که کسی آن را نپذیرد».
صحیح است. متفق علیه
«هیچ پیامبری از پیامبران نیست مگر اینکه معجزه‌ای به او داده شده است که به سبب آن مردم ایمان آورده اند، اما آنچه به من عطا شده، وحی است که الله بر من نازل کرده است، پس امیدوارم که روز قیامت پیروانم از همه پیامبران بیشتر باشند».
صحیح است. متفق علیه
در حالی که با پیامبر صلی الله علیه وسلم در مسجد نشسته بودیم، مردی سوار بر شتری آمد، آن را در مسجد خواباند و بسته کرد، سپس به آنها گفت: کدام یک از شما محمد است؟ و پیغمبر صلی الله علیه وسلم در میان آنان در حال تکیه زده نشسته بود، ما گفتیم: این مرد سفید چهرۀ تکیه زده. آن مرد به او گفت: ای ابن عبدالمطلب، پیامبر صلی الله علیه وسلم به او فرمود: «اجابتت کردم». آن مرد به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت: من از تو می پرسم و در سؤال بر تو سخت می گیرم، پس حرف هایم را به دل نگیرید؟ فرمود: «هر چه میخواهی بپرس»، سپس گفت: به پروردگارت و به پروردگار کسانی که پیش از تو بودند سوگند می دهم، آیا الله تو را به سوی همه مردم فرستاده است؟ فرمود: «بار الهی آری»، گفت: تو را به الله سوگند می دهم، آیا الله به تو دستور داده که در شبانه روز نمازهای پنج گانه را ادا نماییم؟ فرمود: «بار الهی آری» گفت: تو را به الله سوگند می دهم، آیا الله به تو دستور داده روزۀ این ماه را در سال بگیریم ؟ فرمود: «بار الهی آری»، گفت: تو را به الله سوگند می دهم، آیا الله به تو دستور داده که این صدقه را از ثروتمندان ما بگیری و بین فقرای ما تقسیم کنی؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «بار الهی آری». آن مرد گفت: من به آنچه که با خودآورده اید ایمان آوردم، و من از جانب قوم خود فرستاده ای هستم، و من ضمام بن ثعلبه برادر بنی سعد بن بکر هستم.
صحیح است. متفق علیه