Skip to content
702 Hadiths

Encyclopedia of Prophetic Hadiths

فلتر نتایج

2 از 702 کارت

حذف فلترها
رسول الله صلی الله علیه وسلم گروهی را برای مأموریت جنگی اعزام کرد و مردی از انصار را فرمانده آنان قرار داد و به افراد دستور داد تا از او اطاعت کنند. (در طی مأموریت) آن فرمانده (به دلیلی) خشمگین شد و گفت: مگر پیامبر (صلی الله علیه وسلم) به شما دستور نداده است که از من اطاعت کنید؟ گفتند: «چرا، دستور داده است. گفت: «پس برای من هیزم جمع کنید، آنان هیزم جمع کردند، سپس گفت: آتش بیفروزید، آنان آتش افروختند، آنگاه گفت: در آتش درآیید! آنان قصد انجام دادن این دستور را کردند، اما برخی دست و پای دیگران را گرفتند و (مانع شدند) و به یکدیگر گفتند: «ما تنها برای فرار از آتش (دوزخ) به سوی پیامبر (صلی الله علیه وسلم) پناه آورده‌ایم، آنان همچنان در این حال بودند تا اینکه آتش خاموش شد و خشم فرمانده نیز فرو نشست، این ماجرا به پیامبر (صلی الله علیه وسلم) رسید، ایشان فرمودند: «اگر در آن آتش داخل می‌شدند، هرگز تا روز قیامت از آن خارج نمی‌شدند؛ چرا که اطاعت تنها در کار نیک و پسندیده واجب است».
صحیح است. متفق علیه
«فردا پرچم را به دست مردی خواهم داد که الله فتح و پيروزی را به دست او رقم خواهد زد، الله و رسولش را دوست دارد و الله و رسولش او را دوست دارند». گفت: مردم شب را درحالی سپری کردند که به يکديگر می گفتند: کداميک از آنها پرچم را دريافت خواهد کرد. وقت صبح شد، مردم نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم رفتند و هريکی از آنها امید داشت پرچم به او واگذار شود، که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «أَيْنَ عليُّ بنُ أَبي طالب؟»: «علی بن ابی طالب کجاست؟» گفته شد: چشمش درد می کند. فرمود: «به دنبال او بفرستيد». پس علی رضی الله عنه را آوردند و رسول الله صلى الله عليه وسلم از آب دهانش به چشمان علی ماليد و برای او دعا کرد که علی رضی الله عنه بلافاصله چنان بهبود يافت که گويا هيچ دردی نداشته است، آنگاه رسول الله صلى الله عليه وسلم پرچم را به او داد و فرمود: «بدون عجله به سوی آنها برو تا به منطقه ی آنها برسی؛ آنگاه آنان را به سوی اسلام فرابخوان، و آنان را از حقوق الله متعال که در دين بر آنها واجب می شود، آگاه کن، به الله سوگند که اگر الله يک نفر را به وسيله ی تو هدايت نمايد، برای تو از شتران سرخ مو بهتر است».
صحیح است. متفق علیه