Skip to content
702 Hadiths

Encyclopedia of Prophetic Hadiths

فلتر نتایج

25 از 702 کارت

حذف فلترها
من نماینده ی بنی منتفِق بودم - یا در میان نمایندگان بنی منتفق بودم - که نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتیم و ایشان را در خانه اش نیافتیم و با ام المومنین عایشه روبرو شدیم؛ ایشان دستور داد برای ما آبگوشت درست کنند. و برای ما یک ظرفی از خرما آورده شد؛ در این هنگام بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و فرمود: «هَلْ أَصَبْتُمْ شَيْئًا؟ - أَوْ أُمِرَ لَكُمْ بِشَيْءٍ؟»: «آیا غذایی خورده اید؟ یا دستور آماده شدن غذایی داده شده؟». گفتیم: بله ای رسول الله؛ با رسول الله صلی الله علیه وسلم نشسته بودیم که چوپان، گوسفندان را درحالی به طویله آورد که به همراه او بره یا بزغاله ای بود که بع بع می کرد، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: ««مَا وَلَّدْتَ يَا فُلَانُ؟»: «فلانی، چه زاییده است؟»، چوپان گفت: ماده است، فرمود: «فَاذْبَحْ لَنَا مَكَانَهَا شَاةً»: «به جای آن گوسفندی را برای ما ذبح کن»، سپس فرمود: «لَا تَحْسَبَنَّ - وَلَمْ يَقُلْ: لَا تَحْسِبَنَّ أَنَّا مِنْ أَجْلِكَ ذَبَحْنَاهَا، لَنَا غَنَمٌ مِائَةٌ لَا نُرِيدُ أَنْ تَزِيدَ، فَإِذَا وَلَّدَ الرَّاعِي بَهْمَةً، ذَبَحْنَا مَكَانَهَا شَاةً»: «گمان نکن به خاطر تو آن گوسفند را ذبح کردیم؛ ما تعداد صد گوسفند داریم که نمی خواهیم بر تعداد آنها افزوده شود؛ بنابراین چون بره ای به دنیا می آید، به جای آن گوسفندی را ذبح می کنیم»، گفتم: ای رسول الله، من زنی بد دهان دارم، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «فَطَلِّقْهَا إِذًا»: «او را طلاق بده»، گفتم: ای رسول الله، همنشین من است و از او فرزند دارم، فرمود: «فَمُرْهَا يَقُولُ: عِظْهَا فَإِنْ يَكُ فِيهَا خَيْرٌ فَسَتَفْعَلْ، وَلَا تَضْرِبْ ظَعِينَتَكَ كَضَرْبِكَ أُمَيَّتَكَ»: «برو و او را به آرامی پند و اندرز بده، اگر در او خیری باشد به آنچه امرش می کنی عمل نموده و از تو اطاعت می کند؛ (در غیر این صورت) همسرت را همچو کنیزت نزن»، سپس گفتم: ای رسول الله، در مورد وضو به من بگو؟ فرمود: «أَسْبِغِ الْوُضُوءَ، وَخَلِّلْ بَيْنَ الْأَصَابِعِ، وَبَالِغْ فِي الِاسْتِنْشَاقِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ صَائِمًا»: «وضو را کامل نموده و بین انگشت ها را خلال کن و در استنشاق مبالغه کن مگر اینکه روزه باشی».
صحیح است. ابو داود و ترمذی و نسایی و ابن ماجه آنرا روایت کرده اند.
هنگامی که پیامبر صلى الله عليه وسلم او را به سوی یمن فرستاد، به او دستور داد که از هر سی رأس گاو، یک «تَبِیع» (گاو نر یا ماده یکساله) بگیرد، و از هر چهل رأس گاو، یک «مُسِنَّه» (گاو دوساله) بگیرد، و از هر فرد بالغ (یعنی محتلم) یک دینار یا معادل آن از «مَعافِر» (پارچه‌های تولید یمن) دریافت کند.
صحیح است به شواهد آن. ابو داود و ترمذی و نسایی و ابن ماجه و احمد آنرا روایت کرده اند.
«هرکس دو همسر داشته باشد كه فقط به يکی از آنها روی بياورد، روز قيامت درحالی - به ميدانِ حشر - می آيد که نيمی از بدنش خميده است».
صحیح است. ابو داود و ترمذی و نسایی و ابن ماجه و احمد آنرا روایت کرده اند.
با جمعی از زنان انصار برای بیعت نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمدم، گفتیم: ای رسول الله، ما با تو بیعت می کنیم که به الله چیزی را شریک قرار ندهیم، و دزدی نکنیم، و زنا نکنیم، و تهمتی نبندیم که بین دست و پای خود اختراع کرده اییم، و در کار های خیر نافرمانی تو را نکنیم، فرمود: «تا حدی که شما می توانید و طاقت آن را دارید، گفتیم: الله و رسولش بالای ما مهربان تر هستند، بفرما ای رسول الله تا همراه تو بیعت کنیم، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنِّي لَا أُصَافِحُ النِّسَاءَ، إِنَّمَا قَوْلِي لِمِائَةِ امْرَأَةٍ كَقَوْلِي لِامْرَأَةٍ وَاحِدَةٍ، أَوْ مِثْلُ قَوْلِي لِامْرَأَةٍ وَاحِدَةٍ». من به زنان دست نمی دهم، و قول من برای صد زن مانند قول من برای یک زن است، و یا مانند قول من به یک زن است.
صحیح است. ترمذی و نسایی و ابن ماجه آنرا روایت کرده اند.
نزد صفوان بن عسال مرادی رفتم تا دربارهٔ مسح بر خُفّین [پا پوش] از او بپرسم. گفت: چه چیز تو را ای زرّ به اینجا کشانده؟ گفتم: جستجوی دانش. او گفت: بی‌گمان فرشتگان بال‌های خویش را برای طالب علم می‌گسترانند [به نشانهٔ] خشنودی از آنچه می‌طلبد. گفتم: مسح بر خفّین پس از قضای حاجت [غائط و بول] در دلم شکافی ایجاد کرده بود [و مورد پرسش بود]، و تو از یاران پیامبر (صلی الله علیه وسلم) هستی، آمده‌ام از تو بپرسم: آیا از آن حضرت سخنی در این باره شنیده‌ای؟ گفت: آری، پیامبر (صلی الله علیه وسلم) به ما فرمان می‌دادند هنگامی که در سفر بودیم که سه روز و شبِ آن خفّهای (موزه هاى) خود را بیرون نیاوریم، مگر به سبب جنابت؛ ولی [می‌توانیم با وجود] غائط و بول و خواب [بر آن مسح کنیم]، گفتم: آیا از او دربارهٔ هوای [دل] چیزی شنیده‌ای؟ گفت: آری. ما با پیامبر (صلی الله علیه وسلم) در سفر بودیم که ناگهان اعرابی با صدایی بلند او را ندا داد: ای محمّد! رسول الله (صلی الله علیه وسلم) با لهجه ى او به صدای او پاسخ داد: «بفرما»، ما به آن اعرابی گفتیم: وای بر تو! از صدایت کم کن، زیرا تو نزد پیامبر (صلی الله علیه وسلم) هستی و از این کار [بلند صحبت کردن] نهی شده‌ای، گفت: به خدا کوتاه نمی‌آورم! آن اعرابی گفت: آدمی قومی را دوست دارد ولی هنوز به آنان نپیوسته است، پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: «انسان در قیامت با کسی است که او را دوست می‌دارد»، آنگاه پیامبر (صلی الله علیه وسلم) همچنان برای ما سخن می‌گفت تا آنکه به دری از سمت مغرب اشاره کرد که پهنای آن چهل یا هفتاد سال مسیر رکاب‌زنی است.
صحیح است. ترمذی و ابن ماجه و احمد روایت کرده اند.
مردی از رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسید: یا رسول الله، ما به سفر دریایی می رویم و همراه خود آب شیرین اندکی بر می داریم؛ اگر بخواهیم با آن آب وضو بگیریم، تشنه می مانیم؛ آیا می توانیم با آب دریا وضو بگیریم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «آب دريا پاک است و (گوشت) مردهء آن حلال است».
صحیح است. ابو داود و ترمذی و نسایی و ابن ماجه و احمد آنرا روایت کرده اند.
«هرکس بر چهار رکعت (سنتِ) پيش از ظهر و چهار رکعت پس از آن پابندی کند، الله او را بر آتش دوزخ حرام می گرداند».
صحیح است. ابو داود و ترمذی و نسایی و ابن ماجه و احمد آنرا روایت کرده اند.
«هنگامی که یکی از شما به مسجد داخل می‌شود، بر پیامبر درود بفرستد و بگوید: الهی درهای رحمتت را به روی من بگشای، و هنگامی که خارج می‌شود، بر پیامبر درود بفرستد و بگوید: الهی مرا از شیطان رانده‌شده حفظ فرما»، و در روایت حاکم آمده است: «و هنگامی که خارج می‌شود، بر پیامبر صلی الله علیه وسلم درود بفرستد و بگوید: الهی مرا از شیطان رانده‌شده پناه ده».
حسن است. ابن ماجه و حاکم آنرا روایت کرده اند.