Skip to content
702 Hadiths

Encyclopedia of Prophetic Hadiths

فلتر نتایج

20 از 702 کارت

حذف فلترها
«دشنام دادن به مسلمان فسق و جنگیدن با او کفر است».
صحیح است. متفق علیه
که مردی در زمان پیامبر (صلی الله علیه وسلم) بود که نامش «عبدالله» و لقبش «حمار» بود و [گاهی] رسول الله (ص) را می‌خندانْد، پیامبر (صلی الله علیه وسلم) او را به دلیل نوشیدن شراب تازیانه زده بود، روزی [باز] او را آوردند و حضرت دستور داد تا تازیانه بخورد، مردی از جمعیت گفت: «الهی! او را لعنت کن، چه بسیار که [به خاطر این گناه] آورده می‌شود!» پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: «او را لعنت نکنید، به الله قسم! من نمی‌دانم [که چنین است] مگر اینکه او الله و رسولش را دوست می‌دارد».
صحیح است. بخاری روایت کردهاست.
«إنَّ اللهَ يُعَذِّبُ الَّذِينَ يُعَذِّبُونَ النَّاس في الدُّنْيَا». «الله کسانی را که در دنيا مردم را شکنجه می کنند، عذاب می دهد».
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
«از گمان(بد) برحذر باشید، زیرا که گمان دروغ‌ترین سخن است، و در پی پوشیده‌ها [ی مردم] نباشید، و تجسس نکنید، و با یکدیگر حسادت نورزید، و به هم پشت نکنید، و با هم کینه نورزید، و بندگان الله [و] برادران هم باشید».
صحیح است. متفق علیه
ما در یکی از غزوات بودیم، مردی از مهاجرین، مردی از انصار را [از پشت] لگد زد، انصاری فریاد زد: «ای انصار! [به فریادم برسید]» و مهاجری گفت: «ای مهاجرین! [مرا یاری کنید]»، الله متعال این سخن را به گوش رسولش ﷺ رسانید، فرمودند: «این چیست؟» گفتند: مردی از مهاجرین، مردی از انصار را لگد زد، انصاری گفت: «ای انصار!» و مهاجری گفت: «ای مهاجرین!». آنگاه پیامبر ﷺ فرمود: «این [گونه دعوت‌ها] را رها کنید که آن [عملی] متعفن است» جابر گفت: انصار زمانی که پیامبر ﷺ به مدینه آمدند بیشتر بودند، سپس مهاجرین بعداً زیاد شدند، عبدالله بن اُبّی [سرکرده منافقان] گفت: آیا واقعاً کار به اینجا کشیده؟! به الله سوگند اگر به مدینه بازگردیم، قطعاً عزیزتر ذلیلتر را از آنجا بیرون خواهد کرد، عمر بن خطاب رضی الله عنه گفت: ای رسول الله! اجازه دهید گردن این منافق را بزنم، پیامبر ﷺ فرمود: «او را رها کن! مبادا مردم سخن گویند که محمد اصحاب خود را می‌کشد».
صحیح است. متفق علیه
«کسی که به عمد بر من دروغ بندد، جایگاه خود را در آتش مهیا سازد».
صحیح است. متفق علیه
با رسول الله صلى الله عليه وسلم نشسته بودم؛ دو نفر به يکديگر دشنام می دادند؛ به گونه ای که چهره ی يکی از آنها سرخ شده و رگ های گردنش باد کرده بود، رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «من کلمه ای می دانم که اگر آن را بگويد، خشمش فرو می نشيند. اگر بگويد: "أَعْوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ" خشمش برطرف می شود» به او گفتند: رسول الله صلى الله عليه وسلم می فرمايند: «از شر شيطان رانده شده به الله پناه ببر»، او گفت: آیا من دیوانه ام؟
صحیح است. متفق علیه
«مَنْ تَعَلَّمَ عِلْماً مِمَّا يُبْتَغَى بِهِ وَجْهُ اللهِ - عز وجل - لا يَتَعَلَّمُهُ إِلاَّ لِيُصِيبَ بِهِ عَرَضاً مِنَ الدُّنْيَا، لَمْ يَجِدْ عَرْفَ الجَنَّةِ يَوْمَ القِيَامَةِ» يَعْنِي رِيحَهَا. «هرکس علمی را که برای رضایت الله عز وجل فرا گرفته می شود، به خاطر دست يافتن به چيزی از دنيا بياموزد، روز قيامت بوی بهشت به مشامش نمی رسد».
صحیح است. ابو داود و ابن ماجه و احمد روایت کرده اند.