عربي - Arabic English Qafár af - Afar Afrikaans - Afrikanns Akan Shqip - Albanian አማርኛ - Amharic Հայերեն - Armenian অসমীয়া - Assamese Azərbaycanca - Azerbaijani Bamanankan - Bambara Bassa Bemba বাংলা - Bengali Bosanski - Bosnian Български - Bulgarian မြန်မာဘာသာ - Burmese Bisaya - Cebuano Cham Нохчий - Chechen chiCheŵa - Chewa 中文 - Chinese Адыгэбзэ - Circassian Hrvatski - Croatian Česky - Czech Dagbani Dansk - Danish فارسی دری - Dari Dendi ދިވެހި ބަސް - Dhivehi Nederlands - Dutch إستوني - Estonian Suomi - Finnish Français - French Fulfulde - Fula ქართული - Georgian Deutsch - German Ελληνικά - Greek ગુજરાતી - Gujrati Kreyòl ayisyen - Haitian Creole Hausa हिन्दी - Hindi Magyar - Hungarian Igbo Indonesia - Indonesian Italiano - Italian 日本語 - Japanese Jóola - Jola ಕನ್ನಡ - Kannada Қазақша - Kazakh ភាសាខ្មែរ - Khmer Kikuyu Ikinyarwanda - Kinyarwanda Ikirundi - Kirundi 한국어 - Korean كوردی سۆرانی - kurdish كوردي kurmancî - Kurmanji Kyrgyz ລາວ - Lao latviešu - Latvian Lingala lietuvių - Lithuanian Luganda Македонски - Macedonian Maguindanaon Malagasy - Malagasy Bahasa Melayu - Malay മലയാളം - Malayalam Mandinka मराठी - Marathi Mõõré - Moore नेपाली - Nepali أنكو - NKo Norwegian ଓଡ଼ିଆ - Odia oromoo - Oromo پښتو - Pashto فارسی - Persian Polski - Polish Portuguese ਪੰਜਾਬੀ - Punjabi Română - Romanian Русский - Russian Српски - Serbian Shona සිංහල - Sinhala Slovenščina - Slovenian Soomaaliga - Somali Soninke Sesotho - Sotho Español - Spanish Kiswahili - Swahili Svenska - Swedish Tagalog Тоҷикӣ - Tajik தமிழ் - Tamil తెలుగు - Telugu ไทย - Thai ትግረኛ - Tigrinya Türkçe - Turkish Ukrainian اردو - Urdu ئۇيغۇرچە - Uyghur Ўзбек - Uzbek Việt Nam - Vietnamese Wolof Yao Yorùbá - Yoruba Zarma زولو - Zulu
702 Hadiths
Encyclopedia of Prophetic Hadiths
دستهبندیها
درجه حدیث
منبع روایت
راوی
پیامبر صلی الله علیه وسلم از کنار دو قبر عبور نمودند، پس فرمودند: «این دو عذاب داده میشوند، و در چیز بزرگی عذاب نمیبینند، یکی از آن دو خود را از ادرار نگه نمیداشت، و دیگری سخنچینی میکرد»، سپس شاخهٔ تازهٔ درخت خرمایی را برداشت و آن را دو نصف کرد و هر نیمهٔ را در یکی از قبرها فرو برد. گفتند: یا رسول الله، چرا چنین کردی؟ فرمود: «چه بسا تا وقتی که خشک نشدهاند [عذاب] بر آنها سبک شود».
صحیح است. متفق علیه
«إِذَا جَمَعَ اللهُ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرْفَعُ لِكُلِّ غَادِرٍ لِوَاءٌ، فَقِيلَ: هَذِهِ غَدْرَةُ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ».
«وقتی الله عزوجل (در روز قيامت) همه ی بندگان را جمع می کند، برای هر خيانتکاری پرچمی بر افراشته می شود و گفته می شود: اين خيانت فلانی پسر فلانی است».
صحیح است. متفق علیه
«لَوْ كَانَ لِابْنِ آدَمَ وَادِيَانِ مِنْ مَالٍ لَابْتَغَى وَادِيًا ثَالِثًا، وَلَا يَمْلَأُ جَوْفَ ابْنِ آدَمَ إِلَّا التُّرَابُ، وَيَتُوبُ اللهُ عَلَى مَنْ تَابَ».
«اگر انسان دو دره ی پر از مال داشته باشد، آرزو داشت که صاحب سه دره ی مال باشد، و فقط خاک است که دهان انسان را پُر می كند؛ و هرکس توبه نمايد، الله توبه اش را می پذيرد».
صحیح است. متفق علیه
«از هفت چیز هلاک کننده بپرهیزید» گفتند: یا رسول الله آنها کدام ها اند؟ فرمودند: به الله شرک ورزیدن، جادو، قتل نفسی که الله متعال آن را حرام کرده است مگر برای حق، سود خوری، خوردن مال یتیم، فرار از میدان جنگ، و تهمت زدن به زنان پاکدامن مؤمن غافل».
صحیح است. متفق علیه
«دشنام دادن به مسلمان فسق و جنگیدن با او کفر است».
صحیح است. متفق علیه
که مردی در زمان پیامبر (صلی الله علیه وسلم) بود که نامش «عبدالله» و لقبش «حمار» بود و [گاهی] رسول الله (ص) را میخندانْد، پیامبر (صلی الله علیه وسلم) او را به دلیل نوشیدن شراب تازیانه زده بود، روزی [باز] او را آوردند و حضرت دستور داد تا تازیانه بخورد، مردی از جمعیت گفت: «الهی! او را لعنت کن، چه بسیار که [به خاطر این گناه] آورده میشود!» پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: «او را لعنت نکنید، به الله قسم! من نمیدانم [که چنین است] مگر اینکه او الله و رسولش را دوست میدارد».
صحیح است. بخاری روایت کردهاست.
«از گمان(بد) برحذر باشید، زیرا که گمان دروغترین سخن است، و در پی پوشیدهها [ی مردم] نباشید، و تجسس نکنید، و با یکدیگر حسادت نورزید، و به هم پشت نکنید، و با هم کینه نورزید، و بندگان الله [و] برادران هم باشید».
صحیح است. متفق علیه
ما در یکی از غزوات بودیم، مردی از مهاجرین، مردی از انصار را [از پشت] لگد زد، انصاری فریاد زد: «ای انصار! [به فریادم برسید]» و مهاجری گفت: «ای مهاجرین! [مرا یاری کنید]»، الله متعال این سخن را به گوش رسولش ﷺ رسانید، فرمودند: «این چیست؟» گفتند: مردی از مهاجرین، مردی از انصار را لگد زد، انصاری گفت: «ای انصار!» و مهاجری گفت: «ای مهاجرین!». آنگاه پیامبر ﷺ فرمود: «این [گونه دعوتها] را رها کنید که آن [عملی] متعفن است» جابر گفت: انصار زمانی که پیامبر ﷺ به مدینه آمدند بیشتر بودند، سپس مهاجرین بعداً زیاد شدند، عبدالله بن اُبّی [سرکرده منافقان] گفت: آیا واقعاً کار به اینجا کشیده؟! به الله سوگند اگر به مدینه بازگردیم، قطعاً عزیزتر ذلیلتر را از آنجا بیرون خواهد کرد، عمر بن خطاب رضی الله عنه گفت: ای رسول الله! اجازه دهید گردن این منافق را بزنم، پیامبر ﷺ فرمود: «او را رها کن! مبادا مردم سخن گویند که محمد اصحاب خود را میکشد».
صحیح است. متفق علیه