Skip to content
702 Hadiths

Encyclopedia of Prophetic Hadiths

فلتر نتایج

11 از 702 کارت

حذف فلترها
رسول الله صلی الله علیه وسلم از نذر نهی کرده و فرمودند: «نذر هيچ خيری برای انسان ندارد (و تقدير را تغيير نمی دهد) و تنها به وسيله ی آن چيزی از دست بخيل بيرون می آيد».
صحیح است. متفق علیه
پيامبر صلى الله عليه وسلم شخصی از طايفه ی «بنی سلیم»، به نام «ابن لُتبيّه» را برای جمع آوری زکات فرستاد و چون بازگشت با او محاسبه نمود، گفت: اينها، (اموال زکات و) مالِ شماست و اين را هم به من هديه داده اند. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: اگر واقعاً راست می گويی، چرا در خانه ی پدر و مادرت نمی نشينی تا هديه ات برایت بیاید. سپس پيامبر صلى الله عليه وسلم بالای منبر رفت و پس از حمد و ثنای الله فرمود: «أَمَّا بعْدُ، فَإِنِّي أَسْتعْمِلُ الرَّجُلَ مِنْكُمْ على الْعمَلِ مِمَّا ولاَّنِي اللَّه، فَيَأْتِي فَيَقُول: هَذَا لَكُمْ، وَهَذَا هَدِيَّةٌ أُهْدِيَت إِلَيَّ، أَفَلا جلس في بيتِ أَبيهِ أَوْ أُمِّهِ حتَّى تأْتِيَهُ هدیته إِنْ كَانَ صادقاً، واللَّه لا يأْخُذُ أَحدٌ مِنْكُمْ شَيْئًا بِغَيْرِ حقِّهِ إلاَّ لَقِيَ اللَّه تَعالَى، يَحْمِلُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ، فَلا أَعْرفَنَّ أَحداً مِنْكُمْ لَقِيَ اللَّه يَحْمِلُ بعِيرًا لَهُ رغَاء، أَوْ بَقرة لَهَا خُوار، أَوْ شاةً تيْعَرُ». «اما بعد؛ من يکی از شما را بر کاری می گمارم که الله به من سپرده است؛ او (پس از انجام مأموريتش) می آيد و می گويد: اين، از آن شماست و اين را به من هديه داده اند. پس اگر واقعاً راست می گويد، چرا در خانه ی پدر و مادرش نمی نشيند تا هديه اش به او برسد؟ به الله سوگند که هرکس چيزی را به ناحق بخورد، روز قيامت الله را در حالی ملاقات می کند که آن را بر دوشِ خويش حمل می کند؛ مبادا هيچ يک از شما را ببينم که الله را در حالی ملاقات کند که شتر يا گاو يا گوسفندی که بانگ می زند، بر دوش او باشد». سپس دستانش را به اندازه ای بالا گرفت که سفيدی زيرِ بغلش ديده شد و فرمود: «اللَّهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ»: «يا الله، آيا تبليغ کردم؟». چشمانم دید و گوش هایم شنید.
صحیح است. متفق علیه
«مَنْ حَلَفَ عَلَى يَمِينٍ صَبْرٍ يَقْتَطِعَ بِهَا مَالَ امْرِئٍ مُسْلِمٍ، وَهُوَ فِيهَا فَاجِرٌ، لَقِيَ اللَّهَ وَهُوَ عَلَيْهِ غَضْبَانٌ»، «هركس با سوگند دروغ مال مسلمانی را تصاحب کند، و او در این کار خود فجور کننده است، الله متعال را ملاقات نمی کند مگر درحالی كه از او خشمگين است»، گفت: اشعث گفت: به الله قسم این در مورد من بود؛ بین من و مرد یهودی زمینی بود و او از آن انکار کرد، پس او را نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آوردم، و رسول الله صلی الله علیه وسلم به من فرمود. : «آیا دلیل دارید؟ گفتم: نخیر. پس به یهودی گفت: سوگند یاد کن. گفت: گفتم: یا رسول الله پس سوگند یاد می کند و مال مرا با خود می برد. پس الله متعال این آیه را نازل نمود: «إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلاً أُوْلَئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» [آل عمران: 77] «کسانی که پیمان الله [درباره ی اجرای احکام] و سوگندهای خود [درباره ی پیروی از محمد] را به بهای ناچیزی می فروشند، یقیناً بهره ای در آخرت نخواهند داشت و الله روز قیامت با آنان سخن نمی گوید و به آنان نمی نگرد و آنها را [از گناه] پاک نمی سازد و عذاب دردناکی [در پیش] دارند».
صحیح است. متفق علیه
«هر صاحبِ طلا و نقره ای که زکاتِ آن را ندهد، روز قیامت طلا و نقره اش به تکه هايی از آتش تبديل می شود و اين تکه ها را در آتش دوزخ، داغ می کنند و سپس با آن پهلوها، پيشانی و پُشت آن شخص را داغ می نهند و هر بار که اين تکه ها سرد شود، دوباره داغ می گردد و اين عذاب برای آن شخص در روزی که مقدارش به اندازه ی پنجاه هزار سال است، ادامه دارد تا آن که در ميان بندگان، حُکم می شود و سپس مسيرِ آن فرد به سوی بهشت يا به سوی دوزخ، مشخص می گردد».
صحیح است. متفق علیه
«برای همدیگر هدیه بدهید تا همدیگر را دوست بدارید».
حسن است. بخاری در الأدب المفرد و ابو یعلی و بیهقی آن را روایت کرده اند.
«فروش طلا در برابر طلا ربا است مگر اینکه دست به دست باشد؛ و فروش گندم در برابر گندم ربا است مگر اینکه دست به دست باشد؛ و فروش جو در برابر جو ربا است مگر اینکه دست به دست باشد، و فروش خرما در برابر خرما ربا است مگر اینکه دست به دست باشد».
صحیح است. متفق علیه
با گروهی از اشعری ها به حضور رسول الله صلی الله علیه وسلم آمدم تا برای آنان شتری بدهد، پس او فرمودند: «به الله سوگند من شما را بر شتری حمل نمی کنم، و نزدم شتری نیست که برای شما بدهم، سپس تا مدتی الله خواسته بود منتظر بودیم، در این اثنا برای رسول الله صلی الله علیه وسلم سه شتر آورده شد، و آنها را برای ما فرستاد، چون به راه افتاديم، برخی از ما به يكديگر گفتند: الله ما را بركت ندهد، رسول الله صلی الله علیه وسلم سوگند یاد نمود که برای ما شتر نمی دهد سپس برای ما شتر فرستاد، پس ابوموسی گفت: ما نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمدیم به او موضوع را یادآور شدیم و فرمودند: «این من نبودم که برای شما شتر داده ام، بلکه الله برای شما داده است، و به الله سوگند - اگر خواست الله باشد - هیچ سوگندی نمی خورم که پس از آن خلاف آن را بهتر ببينم، مگر اینکه همان کارِ بهتر را انجام می دهم و کفاره ی سوگندم را ادا می کنم».
صحیح است. متفق علیه
«لَأَنْ يَأْخُذَ أَحَدُكُمْ حَبْلَهُ، فَيَأْتِيَ بِحُزْمَةِ الحَطَبِ عَلَى ظَهْرِهِ، فَيَبِيعَهَا، فَيَكُفَّ اللَّهُ بِهَا وَجْهَهُ خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ يَسْأَلَ النَّاسَ أَعْطَوْهُ أَوْ مَنَعُوهُ». «اگر يکی از شما ریسمانش را بردارد و به کوه برود و پشته ای هيزم بر پشت خود بياورد و بفروشد و بدين سان الله آبروی او را حفاظت کند، اين برايش بهتر است از اينکه دست نياز پيش مردم دراز کند و از آنها کمک بخواهد، حال آنکه معلوم نيست چيزی به او بدهند يا نه».
صحیح است. بخاری روایت کردهاست.