Skip to content
702 Hadiths

Encyclopedia of Prophetic Hadiths

فلتر نتایج

22 از 702 کارت

حذف فلترها
وقتی این آیه نازل شد: {إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًا لِيَغْفِرَ لَكَ اللهُ}، [ای پیامبر،] به راستی که ما پیروزىِ آشكارى را [در صلح حدیبیه] برایت مقدر كردیم، تا این قول او {فَوْزًا عَظِيمًا} [الفتح: ١-٥]، در حالی از حدیبیه برگشت که غمگین و اندوهگین بود، و در حدیبیه قربانی را ذبح کرد، و فرمودند:" آیه ای بر من نازل شده که برای من از دنیا محبوب تر است."
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
رسول الله صلی الله علیه وسلم در هر حالتی (غیر از جنابت) قرآنکریم را به ما تعلیم می‌دادند.
حسن است. ابو داود و ترمذی و نسایی و ابن ماجه و احمد آنرا روایت کرده اند.
«آیاتی بر من نازل شده که مانند آن هرگز دیده نشده است، معوذتین».
صحیح است. مسلم روایت کرده است.
«یهودیان بالاى ايشان غضب شده است، و نصرانیها گمراهان هستند».
صحیح است. ترمذی روایت کرده است.
مردی شنید که مردی تلاوت می کند: {قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ} و آن را تکرار می کند، چون صبح شد نزد رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم آمد و آن را برای او ذکر کرد، گویا شخص تلاوت او را اندک می دانست، پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ إِنَّهَا لَتَعْدِلُ ثُلُثَ القُرْآنِ». «سوگند به آن که جانم در اختیار اوست، آن برابر ثلث قرآن است. "
صحیح است. بخاری روایت کردهاست.
الله عزوجل نازل فرمودند: {وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللهُ فَأُولَئِكَ هُمِ الْكَافِرُونَ} [المائدة: 44] وَ {فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ} [المائدة: 45] وَ {فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ} [المائدة: 47]، «و هر کس به آنچه الله نازل کرده حکم نکند، پس آنان کافرانند» و «پس آنان ستمکارانند» و «پس آنان فاسقانند»، ابن عباس رضی الله عنهما فرمود: الله متعال این آیات را درباره دو طایفه از یهود نازل کرد، یکی از آن دو طایفه در دوران جاهلیت بر دیگری چیره شده بود، تا آنکه به این صلحنامه رضایت دادند: هر کشته‌ای که طایفه قدرتمند از طایفه ضعیف تر بکشد، دیت او پنجاه وسق است، و هر کشته‌ای که طایفه ضعیف تر از طایفه قدرتمند بکشد، دیت او صد وسق است، آنان بر این اساس عمل می‌کردند تا اینکه پیامبر صلی الله علیه وسلم به مدینه آمدند، هر دو طایفه به دلیل ورود رسول الله صلی الله علیه وسلم خوار شده بودند، در حالی که ایشان هنوز کاملاً ظهور نکرده و بر آنان تسلط نیافته بودند و در حالت صلح به سر می‌بردند، در این هنگام، طایفه ضعیف تر فردی از طایفه قدرتمند را کشت، طایفه قدرتمند به طایفه ضعیف تر پیغام فرستاد: صد وسق برای ما بفرستید، طایفه ضعیف تر گفت: آیا تا به حال در دو قبیله که دین و نسب و سرزمین شان یکی است، دیه یکی نصف دیت دیگری بوده؟ ما این را تنها به دلیل ستم شما و ترس از شما می‌پرداختیم، اما اکنون که محمد صلی الله علیه وسلم آمده است، چنین چیزی به شما نمی‌دهیم، نزدیک بود جنگ بین آنان شعله ور شود، سپس توافق کردند که رسول الله صلی الله علیه وسلم را داور قرار دهند، طایفه قدرتمند (با بی‌اعتمادی) گفت: «به الله سوگند، محمد هرگز دو برابر آنچه به شما می‌دهد به ما نخواهد داد»، راست گفتند؛ آنان این شرط را تنها به دلیل ستم و سلطه‌گری خود تحمیل کرده بودند. سپس افرادی را پنهانی نزد محمد فرستادند تا نظر ایشان را جویا شوند؛ که اگر آنچه می‌خواهید به شما داد، او را داور قرار دهید وگرنه از او بترسید و داورش نکنید. گروهی از منافقان را پنهانی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم فرستادند تا نظر ایشان را برایشان گزارش کنند، وقتی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمدند، الله متعال پیامبرش را از تمامی نیات و نقشه‌هایشان آگاه کرد، آنگاه الله عزوجل نازل فرمود: «ای پیامبر، کسانی که در کفر شتاب می‌ورزند...» تا آنجا که می‌فرماید: «و هر کس به آنچه خدا نازل کرده حکم نکند، پس آنان فاسقانند»، سپس ابن عباس گفت: به الله سوگند این آیات درباره آن دو طایفه نازل شد و مقصود الله عزوجل آنان بودند.
حسن است. احمد روایت کرده است.