Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

26 از 704 کارت

حذف فیلترها

راوی

نمایش همه راویان (98)
أبو موسى الأشعري6 النعمان بن بشير5 ‌ابن عباس3 أبو مسعود3 جرير بن عبد الله3 حذيفة3 سهل بن سعد3 عبادة بن الصامت3 عمر بن الخطاب3 أبو أيوب الأنصاري2 أبو بكرة2 أبو قتادة2 أبو هريرة قال2 ‌أبي هريرة2 أسامة بن زيد2 البراء بن عازب2 ‌عائشة2 عقبة بن عامر2 علي2 عمر2 عمران بن حصين2 أبو أيوب1 أبو بردة الأنصاري1 أبو بردة بن أبي موسى1 أبو بشير الأنصاري1 أبو حازم بن دينار1 أبو حازم قال1 أبو حمزة أنس بن مالك1 أبو ذر1 أبو سعيد الخدري وعن أبي هريرة1 أبو شريح1 أبو طلحة1 أبو عبد الرحمن عبد الله بن عمر بن الخطاب1 أبو عبد الله النعمان بن بشير1 أبو عبس عبد الرحمن بن جبر1 أبو مسعود عقبة بن عمرو الأنصاري البدري1 أبو هريرة عبد الرحمن بن صخر1 ‌أبي قتادة السلمي1 أبيه أبي موسى الأشعري1 أبيه قال1 أسماء بنت أبي بكر1 البراء1 الحسن قال1 المغيرة1 المغيرة بن شعبة1 المقداد بن عمرو الكندي1 أم المؤمنين أم عبد الله عائشة1 أم عطية1 أمير المؤمنين أبي حفص عمر بن الخطاب1 ‌أنس بن مالك1 بريدة بن الحصيب1 جبير بن مطعم1 حارثة بن وهب الخزاعي1 حكيم بن حزام1 خولة الأنصارية1 رافع بن خديج1 زيد بن ثابت1 زيد بن خالد1 زيد بن خالد الجهني1 زينب بنت جحش1 سليمان بن صرد1 سهل بن سعد الساعدي1 شداد بن أوس1 صفوان بن محرز قال1 طلحة بن عبيد الله1 عائشة وعبد الله بن عباس1 عبادة1 عبد الرحمن بن أبي ليلى قال1 ‌عبد الله بن زيد1 عبد الله بن عمرو بن العاص1 عبد الله بن مالك ابن بحينة1 عبد الله بن مغفل1 عثمان1 عدي بن حاتم1 عمار بن ياسر1 عمر بن أبي سلمة1 عمرو بن سليم الأنصاري قال1 عمرو بن عامر عن ‌أنس بن مالك قال1 ‌قتادة رحمه الله قال1 مالك بن أوس بن الحدثان أنه قال1 ‌محمود بن لبيد1 مصعب بن سعد قال1 معاذ بن جبل1 معاوية1 معقل بن يسار المزني1 ميمونة أم المؤمنين1 ‌وراد كاتب المغيرة بن شعبة قال1 يحيى بن عمارة المازني قال1
پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم «واصِله» (زنی که موی خود یا دیگری را به موی دیگری وصل می‌کند) و «مُستَوصِله» (زنی که از دیگری می‌خواهد تا مویی را به موی او وصل کند) و «واشِمه» (زنی که خالکوبی می‌کند) و «مُستَوشِمه» (زنی که خالکوبی می‌شود) را لعنت کردند.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از نذر نهی کرده و فرمودند: «إِنَّهُ لَا يَأْتِي بِخَيْرٍ، وَإِنَّمَا يُسْتَخْرَجُ بِهِ مِنَ الْبَخِيلِ»: «نذر خیری نمی‌آورد، بلکه با آن (مقداری) از (مال) بخیل بیرون آورده می‌شود».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
مردانی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و سلم، شب قدر را در خواب در هفت شب پایانی [رمضان] دیدند. پس رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «أَرَى رُؤْيَاكُمْ قَدْ تَوَاطَأَتْ فِي السَّبْعِ الأَوَاخِرِ، فَمَنْ كَانَ مُتَحَرِّيهَا فَلْيَتَحَرَّهَا فِي السَّبْعِ الأَوَاخِرِ» یعنی: «می‌بینم که خواب شما بر هفت شب پایانی توافق [و هماهنگی] کرده است، پس هر کس در جستجوی آن است، باید آن را در هفت شب پایانی جستجو کند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«إِذَا جَمَعَ اللَّهُ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرْفَعُ لِكُلِّ غَادِرٍ لِوَاءٌ، فَقِيلَ: هَذِهِ غَدْرَةُ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ». یعنی: «هرگاه الله در روز قیامت اولین و آخرین را گرد آورد، برای هر پیمان‌شکنی پرچمی برافراشته می‌شود و گفته می‌شود: این پیمان‌شکنیِ فلانی پسر فلانی است».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ: شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَإِقَامِ الصَّلَاةِ، وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ، وَحَجِّ الْبَيْتِ، وَصَوْمِ رَمَضَانَ»: «اسلام بر پنج [پایه] بنا شده است: شهادت دادن به اینکه معبود [به‌حقی] نیست جز الله و اینکه محمد بنده و فرستاده‌ی اوست؛ و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات و حج خانه‌ی [کعبه] و روزهٔ رمضان».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«كل مُسْكِرٍ خَمْرٌ، وكل مُسْكِرٍ حرام، ومن شرِب الخمر في الدنيا فمات وهو يُدْمِنُهَا لَمْ يَتُبْ، لَمْ يَشْرَبْهَا في الآخرة»: «هر چیزی که مست‌کننده باشد، خمر است، و هر مست‌کننده‌ای حرام است. و کسی که در دنیا خمر بنوشد و درحالی بمیرد که به آن معتاد بوده و توبه نکرده باشد، در آخرت آن را نخواهد نوشید».
صحیح است به روایت مسلم؛ و بخاری جملهٔ پایانیِ آن را تخریج کرده است.
«‌مَنْ ‌جَاءَ ‌مِنْكُمُ ‌الْجُمُعَةَ فَلْيَغْتَسِلْ»: «هریک از شما که به [نماز] جمعه آمد، باید غسل کند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
هنگامی که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ نماز را آغاز می‌کرد (تکبیر احرام می‌گفت) دستانش را تا مقابل شانه‌هایش بالا می‌برد و همچنین هنگام تکبیر رکوع و هنگام بلند کردن سرش از رکوع نیز آنها را بالا می‌برد و می‌گفت: «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ، رَبَّنَا وَلَكَ الحَمْدُ» و این کار را در سجود انجام نمی‌داد.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند