Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

15 از 704 کارت

حذف فیلترها
«أُعْطِيتُ خَمْسًا لَمْ يُعْطَهُنَّ أَحَدٌ قَبْلِي: نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ مَسِيرَةَ شَهْرٍ، وَجُعِلَتْ لِي الأَرْضُ مَسْجِدًا وَطَهُورًا، فَأَيُّمَا رَجُلٍ مِنْ أُمَّتِي أَدْرَكَتْهُ الصَّلاَةُ فَلْيُصَلِّ، وَأُحِلَّتْ لِي المَغَانِمُ، وَلَمْ تَحِلَّ لِأَحَدٍ قَبْلِي، وَأُعْطِيتُ الشَّفَاعَةَ، وَكَانَ النَّبِيُّ يُبْعَثُ إِلَى قَوْمِهِ خَاصَّةً وَبُعِثْتُ إِلَى النَّاسِ عَامَّةً»: «پنج امتیاز به من داده شده که به کسی پیش از من داده نشده است: با ترسی از فاصلهٔ یک ماه [که در دل دشمنانم می‌افتد] یاری شده‌ام و همهٔ زمین برایم مسجد و پاک قرار داده شده، پس هر مردی از امتم که وقت نماز را دریافت، باید نمازش را [همانجا] ادا کند؛ و غنایم [جنگی] برایم حلال شده است درحالی‌که برای کسی پیش از من حلال نبود؛ و شفاعت به من عطا شده است و هر پیامبری تنها به سوی قوم خودش فرستاده می‌شد اما من به سوی همهٔ مردم فرستاده شده‌ام».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«وَالَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لَا يَسْمَعُ بِي أَحَدٌ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ يَهُودِيٌّ وَلَا نَصْرَانِيٌّ، ثُمَّ يَمُوتُ وَلَمْ يُؤْمِنْ بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَّا كَانَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ»: «سوگند به كسى كه جان محمد در دست اوست، هيچ كسى از اين امت نیست - يهودى باشد يا نصرانى – که [خبر بعثت] من را مى‌شنود و درحالی می‌میرد که به آنچه با آن فرستاده شده‌ام ايمان نياورده است مگر آنکه از اصحاب دوزخ خواهد بود».
صحیح است به روایت مسلم
«بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ: شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَإِقَامِ الصَّلَاةِ، وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ، وَحَجِّ الْبَيْتِ، وَصَوْمِ رَمَضَانَ»: «اسلام بر پنج [پایه] بنا شده است: شهادت دادن به اینکه معبود [به‌حقی] نیست جز الله و اینکه محمد بنده و فرستاده‌ی اوست؛ و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات و حج خانه‌ی [کعبه] و روزهٔ رمضان».
صحیح است به روایت بخاری و مسلم
«وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ، لَيُوشِكَنَّ أَنْ يَنْزِلَ فِيكُمْ ابْنُ مَرْيَمَ حَكَمًا مُقْسِطًا، فَيَكْسِرَ الصَّلِيبَ، وَيَقْتُلَ الخِنْزِيرَ، وَيَضَعَ الجِزْيَةَ، وَيَفِيضَ المَالُ حَتَّى لاَ يَقْبَلَهُ أَحَدٌ»: «قسم به آنکه جانم به دست اوست، نزدیک است که (عیسی) فرزند مریم به عنوان داوری دادگر در میان شما نازل شود و صلیب را بشکند و خوک را بکشد و جزیه را بردارد و آنقدر مال و منال سرازیر شود که کسی آن را نپذیرد».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«آنچه شما را از آن نهی کردم، پس از آن دوری کنید؛ و آنچه به شما فرمان دادم، تا آنجا که توان دارید انجام دهید. همانا کسانی که پیش از شما بودند، به سبب پرسش‌های فراوانشان و اختلافشان با پیامبرانشان هلاک شدند.»
صحیح است به روایت بخاری و مسلم
«خَيْرُكُمْ قَرْنِي، ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ، ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ» قَالَ عِمْرَانُ: لَا أَدْرِي أَذَكَرَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بَعْدُ قَرْنَيْنِ أَوْ ثَلَاثَةً، قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «إِنَّ بَعْدَكُمْ قَوْمًا يَخُونُونَ وَلَا يُؤْتَمَنُونَ، وَيَشْهَدُونَ وَلَا يُسْتَشْهَدُونَ، وَيَنْذِرُونَ وَلَا يَفُونَ، وَيَظْهَرُ فِيهِمُ السِّمَنُ». یعنی: «بهترینِ شما، قرنِ من هستند، سپس کسانی که پس از آنان می‌آیند، سپس کسانی که پس از آنان می‌آیند». عمران گفت: نمی‌دانم آیا پیامبر صلی الله علیه و سلم پس از [قرن خودشان] دو قرن را ذکر کردند یا سه قرن. پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: «إِنَّ بَعْدَكُمْ قَوْمًا يَخُونُونَ وَلاَ يُؤْتَمَنُونَ، وَيَشْهَدُونَ وَلاَ يُسْتَشْهَدُونَ، وَيَنْذِرُونَ وَلاَ يَفُونَ، وَيَظْهَرُ فِيهِمُ السِّمَنُ» یعنی: «همانا پس از شما گروهی می‌آیند که خیانت می‌کنند و امین شمرده نمی‌شوند، و شهادت می‌دهند در حالی که از آنان شهادت خواسته نشده است، و نذر می‌کنند و وفا نمی‌کنند، و چاقی در میانشان پدیدار می‌شود».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
درحالی‌که همراه پیامبر صلی الله علیه وسلم در مسجد نشسته بودیم، مردی سوار بر شتری وارد شد و آن را در مسجد نشاند و سپس آن را بست و گفت: کدامیک از شما محمد است؟ و پیامبر صلی الله علیه وسلم که در میان آنها تکیه داده بود. گفتیم این مرد سفید که تکیه داده است. پس آن مرد به پیامبر گفت: ای فرزند عبدالمطلب. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «قد أجبتك»: «پاسخت می‌گویم». آن مرد به پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت: من از تو می‌پرسم و در پرسش بر تو سخت می‌گیرم، پس از من بر دل مگیر. پیامبر فرمود: «سل عما بدا لك»: «در هر مورد می‌خواهی بپرس». گفت: تو را به پروردگارت و پروردگار كساني كه قبل از تو بوده‌اند، سوگند می‌دهم، آیا الله تو را به سوی همهٔ مردم فرستاده است؟ فرمود: «اللهم نعم»: «به خدا سوگند، چنين است». وی گفت: تو را به الله سوگند می‌دهم، آیا الله تو را امر کرده که پنج نماز در شبانه روز بخوانیم؟ فرمود: «اللهم نعم»: «به خدا سوگند، چنين است». وی گفت: تو را به الله سوگند می‌دهم، آیا الله تو را امر کرده که این ماه از سال را روزه شویم؟ فرمود: «اللهم نعم»: «به خدا سوگند، چنين است». وی گفت: تو را به الله سوگند می‌دهم، آیا الله تو را امر کرده که این صدقه را از ثروتمندان خود بگیریم و در میان فقرای خود توزیع کنیم؟ پس پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «اللهم نعم»: «به خدا سوگند، چنين است». آن مرد گفت: به آنچه آورده‌ای ایمان آوردم و من فرستادهٔ قوم خود در پشت سرم هستم؛ من ضِمام بن ثَعلبه از (قبیلۀ) بنی سعد بن بکر هستم.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند