Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

65 از 704 کارت

حذف فیلترها
«خدای متعال فرمود: هر کس با دوستی از دوستان من دشمنی کند، با او اعلان جنگ می‌نمایم. هیچ چیز نزد من برای تقرّب بنده‌ام محبوب‌تر از انجام واجباتی نیست که بر او فرض کرده‌ام. و بنده‌ام همواره با انجام مستحبات به من نزدیک می‌شود تا آنجا که او را دوست بدارم. پس چون او را دوست بدارم، گوش او می‌شوم که با آن می‌شنود، و چشم او می‌شوم که با آن می‌بیند، و دست او می‌شوم که با آن می‌گیرد، و پای او می‌شوم که با آن راه می‌رود. اگر از من چیزی بخواهد، حتماً به او عطا می‌کنم، و اگر به من پناه آورد، بی‌گمان پناهش می‌دهم.»
صحیح است به روایت بخاری
هنگامی که [ملک الموت و حالات وفات] بر پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ نازل شد، خمیصه‌ای (تکه پارچه‌ای) را بر چهرهٔ خود می‌انداخت و هنگامی که نفس‌شان تنگ می‌شد آن را از چهرهٔ خود برداشته و در همین حال می‌فرمود: «لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى اليَهُودِ وَالنَّصَارَى، اتَّخَذُوا قُبُورَ أَنْبِيَائِهِمْ مَسَاجِدَ»: «لعنت الله بر یهودیان و نصرانیان [که] قبرهای پیامبران‌شان را مساجد قرار دادند» و نسبت به کاری که انجام دادند هشدار می‌داد.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ بر من وارد شد درحالی‌که من با پارچه‌ای پشمین که بر آن تصاویر [جاندار] بود گنجه‌ای [در گوشهٔ خانه] را پوشانده بودم، پس چون آن را دید پاره‌اش کرد و رنگ چهره‌اش عوض شد و فرمود: «يَا عَائِشَةُ، أَشَدُّ النَّاسِ عَذَابًا عِنْدَ اللهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ الَّذِينَ يُضَاهُونَ بِخَلْقِ اللهِ»: «ای عایشه، سخت‌ترین عذاب را نزد الله در روز قیامت کسانی دارند که سعی می‌کنند با خلقت الله همانندسازی کنند» عایشه می‌گوید: «پس آن را پاره کردیم و از آن یک یا دو بالش ساختیم».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
مردی نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ آمد و در باره‌ای بعضی امور با او گفتگو کرد و سپس گفت: آنچه الله بخواهد و تو بخواهی؛ پس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «أَجَعَلْتَنِي لِلَّهِ عَدْلًا؟ قُلْ: مَا شَاءَ اللهُ وَحْدَهُ»: «آیا مرا هم ردیف الله قرار دادی؟ بگو: تنها آنچه الله بخواهد».
سند آن حسن است رواه ابن ماجه والنسائي في الكبرى وأحمد
پشت سر پیامبر صلی الله علیه وسلم بر الاغی که عُفَیر نام داشت سوار بودم که فرمود: «يَا مُعَاذُ، هَلْ تَدْرِي حَقَّ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ، وَمَا حَقُّ العِبَادِ عَلَى اللَّهِ؟»: «ای معاذ، آیا می‌دانی که حق الله بر بندگانش و حق بندگان بر الله چیست؟ گفتم: الله و پیامبر او آگاه‌ترند. فرمود: «فَإِنَّ حَقَّ اللَّهِ عَلَى العِبَادِ أَنْ يَعْبُدُوهُ وَلا يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا، وَحَقَّ العِبَادِ عَلَى اللَّهِ أَنْ لا يُعَذِّبَ مَنْ لا يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا»:«حق الله بر بندگان آن است که او را عبادت کنند و چیزی را با او شریک نیاورند و حق بندگان بر الله آن است که هرآنکه چیزی را با او شریک نیاورده، عذاب ندهد». گفتم: یا رسول الله، آیا این را به مردم بشارت ندهم؟ فرمود: «لا تُبَشِّرْهُمْ، فَيَتَّكِلُوا»: «به آنان بشارت نده که [بر همین] اتکا می‌کنند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
رسول الله صلی الله علیه وسلم در پی بارانی که شب آمده بود، نماز صبح را در حُدیبیه برای ما برگزار کرد و چون نماز را به پایان رساند، رو به مردم کرد و فرمود: «آیا می‌دانید پروردگارتان چه فرموده است؟» گفتند: الله و پیامبرش آگاه‌ترند. فرمود: «از میان بندگانم گروهی شب را با ایمان به من و گروهی با کفر ورزیدن به من به صبح رساندند؛ اما آنکه گفت: با فضل الله و رحمت او باران داده شدیم، پس او به من مؤمن و به ستارگان کافر است؛ اما آنکه گفت: برای جایگاه فلان [ستاره] و فلان [ستاره] به ما باران داده شد، او به من کافر و به ستاره مؤمن است».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«مَنْ قَالَ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَكَفَرَ بِمَا يُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللهِ حَرُمَ مَالُهُ وَدَمُهُ، وَحِسَابُهُ عَلَى اللهِ»: «کسی که «لَا إِلَهَ إِلَّا الله» بگوید و به آنچه جز الله عبادت مى‌شود كافر شود، مال و خونش حرام مى‌شود و حساب او بر عهدهٔ الله خواهد بود».
صحیح است به روایت مسلم
«همانا خداوند به‌خاطر من از امتم خطا و فراموشی و آنچه را که بر آن مجبور شده‌اند، گذشت کرده است.»
نووی -رحمه الله- می‌گوید: حدیثی حسن است. به روایت ابن‌ماجه و بیهقی و دیگران