Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

149 از 704 کارت

حذف فیلترها

راوی

نمایش همه راویان (65)
أبو ذر2 أبو قتادة2 النعمان بن بشير2 عبد الله بن بسر2 عبد الله بن عباس2 أبو أمامة1 أبو أمامة الباهلي1 أبو أيوب1 أبو أيوب الأنصاري1 أبو بكرة1 أبو حمزة أنس بن مالك1 أبو سعيد الخدري قال1 أبو سعيد الخدري وعن أبي هريرة1 أبو عبد الله الجدلي قال1 أبو عبد الله النعمان بن بشير1 أبو مسعود1 أبو مسعود الأنصاري1 أبو مسعود عقبة بن عمرو الأنصاري البدري1 أبو موسى1 أبو هريرة قال1 أبو يعلى شداد بن أوس1 ‌أبي بن كعب1 ‌أبي هريرة1 الأغر1 البراء1 البراء بن عازب1 المغيرة1 المقدام بن معدي كرب1 النواس بن سمعان1 النواس بن سمعان الأنصاري1 ثوبان1 جبير بن مطعم1 جرير1 جرير بن عبد الله1 حذيفة1 خولة الأنصارية1 سعد بن أبي وقاص1 سلمة بن الأكوع1 سليمان بن صرد1 سمرة بن جندب والمغيرة بن شعبة1 سهل بن سعد الساعدي1 شداد بن أوس1 ‌عائشة1 عبد الرحمن بن أبي ليلى قال1 عبد الله بن سلام1 عبد الله بن عمرو بن العاص1 ‌عبد الله بن عمرو بن العاص1 عثمان بن أبي العاص1 عقبة بن عامر1 عقبة بن عامر الجهني1 عمر1 عمر بن أبي سلمة1 معاذ بن جبل1 معاوية1 معقل بن يسار1
«لاَ يُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ، حَتَّى يُحِبَّ لِأَخِيهِ مَا يُحِبُّ لِنَفْسِهِ». «کسی از شما ایمان نمی‌آورد تا آنکه برای برادرش همان چیزی را بپسندد که برای خودش می‌پسندد».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
پشت سر پیامبر صلی الله علیه وسلم بر الاغی که عُفَیر نام داشت سوار بودم که فرمود: «يَا مُعَاذُ، هَلْ تَدْرِي حَقَّ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ، وَمَا حَقُّ العِبَادِ عَلَى اللَّهِ؟»: «ای معاذ، آیا می‌دانی که حق الله بر بندگانش و حق بندگان بر الله چیست؟ گفتم: الله و پیامبر او آگاه‌ترند. فرمود: «فَإِنَّ حَقَّ اللَّهِ عَلَى العِبَادِ أَنْ يَعْبُدُوهُ وَلا يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا، وَحَقَّ العِبَادِ عَلَى اللَّهِ أَنْ لا يُعَذِّبَ مَنْ لا يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا»:«حق الله بر بندگان آن است که او را عبادت کنند و چیزی را با او شریک نیاورند و حق بندگان بر الله آن است که هرآنکه چیزی را با او شریک نیاورده، عذاب ندهد». گفتم: یا رسول الله، آیا این را به مردم بشارت ندهم؟ فرمود: «لا تُبَشِّرْهُمْ، فَيَتَّكِلُوا»: «به آنان بشارت نده که [بر همین] اتکا می‌کنند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ از خانه بیرون آمد و نزد حلقه‌ای از اصحابش رفت و فرمود: «مَا أَجْلَسَكُمْ؟»: «چه چیز شما را [اینجا] نشانده است؟» گفتند: نشسته‌ایم تا الله را یاد کنیم و او را برای آنکه ما را به اسلام هدایت کرد و برای آنچه بر ما منت نهاده حمد و ستایش گوییم. فرمود: «آللَّهِ مَا أَجْلَسَكُمْ إِلَّا ذَاكَ؟»: «سوگندتان می‌دهم به الله که آیا چیزی جز این شما را ننشانده است؟» گفتند: سوگند به الله که چیزی جز این ما را اینجا ننشانده است. آنگاه رسول خدا فرمود: «أَمَا إِنِّي لَمْ أَسْتَحْلِفْكُمْ تُهْمَةً لَكُمْ، وَلَكِنَّهُ أَتَانِي جِبْرِيلُ فَأَخْبَرَنِي أَنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ يُبَاهِي بِكُمُ الْمَلَائِكَةَ»: «من از روی اتهام و بدگمانی نسبت به شما قسم‌تان ندادم، بلکه جبرئیل نزد من آمد و به من خبر داد که الله عزوجل با شما به ملائکه مباهات می‌کند».
صحیح است به روایت مسلم
«أَفْضَلُ دِينَارٍ يُنْفِقُهُ الرَّجُلُ: دِينَارٌ يُنْفِقُهُ عَلَى عِيَالِهِ وَدِينَارٌ يُنْفِقُهُ الرَّجُلُ عَلَى دَابَّتِهِ فِي سَبِيلِ اللهِ وَدِينَارٌ يُنْفِقُهُ عَلَى أَصْحَابِهِ فِي سَبِيلِ اللهِ»: «بهترين ديناری كه مرد آن را انفاق می‌کند، ديناری است که براى افراد تحت سرپرستيش انفاق می‌کند و ديناری که براى حیوان خود در راه الله انفاق می‌کند؛ و ديناری که براى دوستانش در راه الله هزینه می‌کند». ابو قلابه (که يکی از راويان است) می‌گويد: «رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ افراد تحت سرپرستی فرد را در اولويت قرار دادند؛ سپس ابوقلابه می‌گوید: پاداش چه کسی بزرگ‌تر از پاداش کسی است که بر فرزندان کوچکش انفاق کند و اينگونه آنان را پاکدامن تربيت نمايد، يا الله به وسيلهٔ او به آنان نفع برساند و بی‌نيازشان گرداند».
صحیح است به روایت مسلم
«إِنَّ الْمُقْسِطِينَ عِنْدَ اللهِ عَلَى مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ، عَنْ يَمِينِ الرَّحْمَنِ عَزَّ وَجَلَّ، وَكِلْتَا يَدَيْهِ يَمِينٌ، الَّذِينَ يَعْدِلُونَ فِي حُكْمِهِمْ وَأَهْلِيهِمْ وَمَا وَلُوا»: «دادگران در روز قیامت بر منبرهایی از نور در سمت راست (الله) رحمان عزوجل قرار دارند؛ و هردو دست او راست است؛ کسانی که در حکم خود و دربارهٔ خانوادهٔ خود و کسانی که سرپرستی آنها را به عهده دارند، عدالت می‌ورزند».
صحیح است به روایت مسلم
مردی از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ پرسید که: کدام (ویژگی) اسلام بهتر است؟ فرمود: «تُطْعِمُ الطَّعَامَ، وَتَقْرَأُ السَّلاَمَ عَلَى مَنْ عَرَفْتَ وَمَنْ لَمْ تَعْرِفْ»: «غذا بدهی و به کسی که می‌شناسی و نمی‌شناسی سلام کنی».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
مردی گفت: یا رسول الله، من خویشانی دارم که پیوندم را با آنان پیوسته می‌دارم اما آنان قطع رابطه می‌کنند و به آنان نیکی می‌کنم ولی آنان در حق من بدی می‌کنند و با آنان شکیبایی می‌ورزم ولی آنان با من رفتار جاهلانه‌ای دارند. ایشان فرمودند: «لَئِنْ كُنْتَ كَمَا قُلْتَ، فَكَأَنَّمَا تُسِفُّهُمُ الْمَلَّ وَلَا يَزَالُ مَعَكَ مِنَ اللهِ ظَهِيرٌ عَلَيْهِمْ مَا دُمْتَ عَلَى ذَلِكَ»: «اگر چنان باشی که می‌گویی، چنان است که گویا به آنان خاکستر داغ می‌خورانی و همواره از سوی الله یاوری با تو علیه آنان است، مادامی که چنین باشی».
صحیح است به روایت مسلم
«إِنَّ مِمَّا أَدْرَكَ النَّاسُ مِنْ كَلاَمِ النُّبُوَّةِ الأُولَى: إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ»: «یکی از مواردی که مردم از سخنان پیامبران گذشته به خاطر سپرده و دریافتند این است که: چون حیا نداشتی، هرچه می‌خواهی انجام بده».
صحیح است به روایت بخاری