Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

73 از 704 کارت

حذف فیلترها
از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ روایت است که از پروردگارش عزوجل حکایت می‌کند که فرمود: «أَذْنَبَ عَبْدٌ ذَنْبًا، فَقَالَ: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي ذَنْبِي، فَقَالَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: أَذْنَبَ عَبْدِي ذَنْبًا، فَعَلِمَ أَنَّ لَهُ رَبًّا يَغْفِرُ الذَّنْبَ، وَيَأْخُذُ بِالذَّنْبِ، ثُمَّ عَادَ فَأَذْنَبَ، فَقَالَ: أَيْ رَبِّ اغْفِرْ لِي ذَنْبِي، فَقَالَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: عَبْدِي أَذْنَبَ ذَنْبًا، فَعَلِمَ أَنَّ لَهُ رَبًّا يَغْفِرُ الذَّنْبَ، وَيَأْخُذُ بِالذَّنْبِ، ثُمَّ عَادَ فَأَذْنَبَ، فَقَالَ: أَيْ رَبِّ اغْفِرْ لِي ذَنْبِي، فَقَالَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: أَذْنَبَ عَبْدِي ذَنْبًا، فَعَلِمَ أَنَّ لَهُ رَبًّا يَغْفِرُ الذَّنْبَ، وَيَأْخُذُ بِالذَّنْبِ، اعْمَلْ مَا شِئْتَ فَقَدْ غَفَرْتُ لَكَ»: «بنده‌ای گناهی کرد پس گفت: بارالها گناهم را برایم ببخش. پس الله تبارک وتعالی فرمود: بنده‌ام گناهی کرد و دانست که پروردگاری دارد که گناه را می‌بخشد و برای گناه بازخواست می‌کند، سپس دوباره [به گناه] بازگشت و مرتکب گناه شد، پس گفت: پروردگارا، گناهم را ببخش، پس پروردگار فرمود: بنده‌ام گناهی کرد و دانست که پروردگاری دارد که گناه را می‌آمرزد و برای گناه بازخواست می‌کند؛ سپس دوباره گناه کرد، آنگاه گفت: پروردگارا گناهم را ببخش، پس الله تبارک وتعالی فرمود: بنده‌ام مرتکب گناهی شد پس دانست پروردگاری دارد که گناه را می‌آمرزد و برای گناه بازخواست می‌کند، هرچه می‌خواهی بکن که تو را آمرزیدم».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
هر شب که پیامبر صلی الله علیه وسلم به بسترش می‌آمد کف دستانش را جمع می‌کرد سپس در آن می‌دمید و در آنها سورهٔ {قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ} و {قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ} و {قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ} را می‌خواند و سپس با آن هرجا از بدنش را که می‌توانست مسح می‌کرد؛ از سر و چهره و جلوی بدنش آغاز می‌کرد؛ و این کار را سه بار انجام می‌داد.
صحیح است به روایت بخاری
«اجْتَنِبُوا السَّبْعَ الْمُوبِقَاتِ»: «از هفت [گناه] هلاک کننده دوری کنید». گفتند: یا رسول الله، آنها چه هستند؟ فرمود: «الشِّرْكُ بِاللهِ، وَالسِّحْرُ، وَقَتْلُ النَّفْسِ الَّتِي حَرَّمَ اللهُ إِلَّا بِالْحَقِّ، وَأَكْلُ الرِّبَا، وَأَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ، وَالتَّوَلِّي يَوْمَ الزَّحْفِ، وَقَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ الْغَافِلَاتِ»: «شرک ورزیدن به الله، سحر و جادوگری، کشتن جانی که الله حرام نموده مگر به حق، خوردن ربا، خوردن مال یتیم، فرار در روز نبرد به هنگام رویارویی با دشمن و تهمت ناموسی زدن به زنان پاکدامن مؤمن بی‌خبر از گناه».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«لاَ يُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ، حَتَّى يُحِبَّ لِأَخِيهِ مَا يُحِبُّ لِنَفْسِهِ». «کسی از شما ایمان نمی‌آورد تا آنکه برای برادرش همان چیزی را بپسندد که برای خودش می‌پسندد».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
پشت سر پیامبر صلی الله علیه وسلم بر الاغی که عُفَیر نام داشت سوار بودم که فرمود: «يَا مُعَاذُ، هَلْ تَدْرِي حَقَّ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ، وَمَا حَقُّ العِبَادِ عَلَى اللَّهِ؟»: «ای معاذ، آیا می‌دانی که حق الله بر بندگانش و حق بندگان بر الله چیست؟ گفتم: الله و پیامبر او آگاه‌ترند. فرمود: «فَإِنَّ حَقَّ اللَّهِ عَلَى العِبَادِ أَنْ يَعْبُدُوهُ وَلا يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا، وَحَقَّ العِبَادِ عَلَى اللَّهِ أَنْ لا يُعَذِّبَ مَنْ لا يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا»:«حق الله بر بندگان آن است که او را عبادت کنند و چیزی را با او شریک نیاورند و حق بندگان بر الله آن است که هرآنکه چیزی را با او شریک نیاورده، عذاب ندهد». گفتم: یا رسول الله، آیا این را به مردم بشارت ندهم؟ فرمود: «لا تُبَشِّرْهُمْ، فَيَتَّكِلُوا»: «به آنان بشارت نده که [بر همین] اتکا می‌کنند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
مردی از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ پرسید که: کدام (ویژگی) اسلام بهتر است؟ فرمود: «تُطْعِمُ الطَّعَامَ، وَتَقْرَأُ السَّلاَمَ عَلَى مَنْ عَرَفْتَ وَمَنْ لَمْ تَعْرِفْ»: «غذا بدهی و به کسی که می‌شناسی و نمی‌شناسی سلام کنی».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«إِنَّ مِمَّا أَدْرَكَ النَّاسُ مِنْ كَلاَمِ النُّبُوَّةِ الأُولَى: إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ»: «یکی از مواردی که مردم از سخنان پیامبران گذشته به خاطر سپرده و دریافتند این است که: چون حیا نداشتی، هرچه می‌خواهی انجام بده».
صحیح است به روایت بخاری
«يَسِّرُوا وَلَا تُعَسِّرُوا، وَبَشِّرُوا وَلَا تُنَفِّرُوا»: «آسان بگيريد و سختگير نباشيد و مژده دهيد و سبب تنفر نباشيد».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند