Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

6 از 704 کارت

حذف فیلترها
ایشان در هر نماز فرض و غیر فرض، در رمضان و غیر رمضان [در آغاز آن] وقتی می‌ایستاد، تکبیر می‌گفت و سپس هنگام رکوع تکبیر می‌گفت، سپس می‌گفت: سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ، سپس پیش از رفتن به سجده می‌گفت: رَبَّنَا وَلَكَ الْحَمْدُ، سپس هنگام رفتن به سجده تکبیر می‌گفت و هنگام سر بلند کردن از سجده تکبیر می‌گفت، سپس هنگام رفتن به سجده تکبیر می‌گفت، سپس هنگام برخاستن از سجده تکبیر می‌گفت، سپس هنگام برخاستن از جلوس در رکعت دوم تکبیر می‌گفت و این را در هر رکعت انجام می‌داد تا آنکه نمازش را به پایان می‌رساند، سپس بعد از پایان نماز می‌گفت: قسم به آنکه جانم به دست اوست، نماز من شبیه‌تر از (نماز) شما به نماز رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ است. این نماز او بود تا آنکه از دنیا رفت.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
هنگامی که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ نماز را آغاز می‌کرد (تکبیر احرام می‌گفت) دستانش را تا مقابل شانه‌هایش بالا می‌برد و همچنین هنگام تکبیر رکوع و هنگام بلند کردن سرش از رکوع نیز آنها را بالا می‌برد و می‌گفت: «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ، رَبَّنَا وَلَكَ الحَمْدُ» و این کار را در سجود انجام نمی‌داد.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
درحالی‌که کف دستم بين دو کف دستان رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ بود، تشهد را همچون سوره‌ای از قرآن به من آموخت. [به این ترتیب:] «التَّحِيَّاتُ لِلَّهِ، وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّيِّبَاتُ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ، السَّلاَمُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ». و در روایتی آمده است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «إِنَّ اللهَ هُوَ السَّلَامُ، فَإِذَا قَعَدَ أَحَدُكُمْ فِي الصَّلَاةِ فَلْيَقُلْ: التَّحِيَّاتُ لِلَّهِ وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّيِّبَاتُ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ، السَّلَامُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِينَ، فَإِذَا قَالَهَا أَصَابَتْ كُلَّ عَبْدٍ لِلَّهِ صَالِحٍ فِي السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ، أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، ثُمَّ يَتَخَيَّرُ مِنَ الْمَسْأَلَةِ مَا شَاءَ»: «همانا الله خود سلام است [بنابراین نگویید سلام بر الله] هرگاه کسی برای خواندن تحيات در نمازش نشست، باید چنين بگويد: «التَّحِيَّاتُ لِلَّهِ وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّيِّبَاتُ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ، السَّلَامُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِينَ» که اگر چنین گوید، در واقع [سلامش] به هر بندهٔ صالحی است که در آسمان و زمین است؛ و در ادامه می‌گوید شهادت می‌دهم که معبودی جز الله نیست و محمد بنده و فرستادهٔ اوست؛ سپس هر درخواستی که دارد برگزیند [و در دعای پس از تشهد بگوید]».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
رسول خدا صلی الله علیه و سلم وارد مسجد شدند، پس مردی وارد شد و نماز خواند، سپس بر پیامبر صلی الله علیه و سلم سلام کرد. ایشان پاسخ دادند و فرمودند: «ارْجِعْ فَصَلِّ، فَإِنَّكَ لَمْ تُصَلِّ» یعنی: «بازگرد و نماز بخوان، زیرا تو نماز نخواندی»، پس آن مرد بازگشت و همان‌گونه که نماز خوانده بود، دوباره خواند. سپس آمد و بر پیامبر صلی الله علیه و سلم سلام کرد. ایشان فرمودند: «ارْجِعْ فَصَلِّ، فَإِنَّكَ لَمْ تُصَلِّ» «بازگرد و نماز بخوان، زیرا تو نماز نخواندی» و این کار سه بار تکرار شد. پس آن مرد گفت: سوگند به آنکه تو را به حق مبعوث کرد، بهتر از این بلد نیستم، پس به من بیاموز. ایشان فرمودند: «إِذَا قُمْتَ إِلَى الصَّلَاةِ فَكَبِّرْ، ثُمَّ اقْرَأْ مَا تَيَسَّرَ مَعَكَ مِنَ الْقُرْآنِ، ثُمَّ ارْكَعْ حَتَّى تَطْمَئِنَّ رَاكِعًا، ثُمَّ ارْفَعْ حَتَّى تَعْدِلَ قَائِمًا، ثُمَّ اسْجُدْ حَتَّى تَطْمَئِنَّ سَاجِدًا، ثُمَّ ارْفَعْ حَتَّى تَطْمَئِنَّ جَالِسًا، وَافْعَلْ ذَلِكَ فِي صَلَاتِكَ كُلِّهَا». یعنی: «هرگاه برای نماز برخاستی، تکبیر بگو، سپس آنچه از قرآن برایت میسر است بخوان، سپس رکوع کن تا در حالت رکوع آرام گیری، سپس سر بردار تا کاملاً راست بایستی، سپس سجده کن تا در حالت سجده آرام گیری، سپس سر بردار تا در حالت نشسته آرام گیری، و این کار را در تمام نمازت انجام بده».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«أُمِرْتُ أَنْ أَسْجُدَ عَلَى سَبْعَةِ أَعْظُمٍ: عَلَى الْجَبْهَةِ وَأَشَارَ بِيَدِهِ عَلَى أَنْفِهِ، وَالْيَدَيْنِ، وَالرُّكْبَتَيْنِ، وَأَطْرَافِ الْقَدَمَيْنِ، وَلَا نَكْفِتَ الثِّيَابَ وَالشَّعَرَ»: «به من امر شده كه بر روى هفت استخوان سجده کنم: بر پيشانى و با دستش به بينى اشاره نمود؛ و دو دست و دو زانو و انگشتان پاها؛ و اينكه لباس و موها(ی سر خود) را [در داخل نماز] جمع نكنيم».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
مردانی نزد سَهل بن سَعد ساعِدی آمدند و دربارهٔ منبر [پیامبر] که چوبش از چیست بحث کرده بودند و از او در این زمینه پرسیدند که ایشان گفت: به الله سوگند من می‌دانم که از چیست و آن را در اولین روزی که نهاده شد و اولین روزی که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ بر آن نشست، دیدم. رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ نزد فلان زن - زنی از انصار که سهل نام وی را برد - فرستاد و خطاب به ایشان فرمود: «غلامت را که نجار است دستور بده تا برای من چوب‌هایی (منبری از چوب) بسازد تا هنگام سخن گفتن با مردم بر آن بنشینم» پس آن زن او را امر کرد و او از درختان طَرَفهٔ غابه (محلی در بیرون مدینه به سمت شام) آن را ساخت و سپس آورد. آن زن آن را نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرستاد و ایشان نیز امر کرد تا اینجا نهاده شود. سپس رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ را دیدم که [برای آموزش مردم] بر آن [منبر] نماز خواند و درحالی‌که بر آن بود تکبیر گفت و سپس درحالی‌که بر آن بود به رکوع رفت و سپس به پشت سر پایین آمد و در [کنار] پایهٔ منبر سجده کرد و سپس [به روی آن] بازگشت و وقتی که [نمازش را] به پایان رساند، رو به مردم کرد و فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّمَا صَنَعْتُ هَذَا لِتَأْتَمُّوا وَلِتَعَلَّمُوا صَلَاتِي»: «ای مردم، برای این چنین کردم که از من تبعیت کنید و نماز مرا فرا گیرید».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند