Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

222 از 704 کارت

حذف فیلترها

راوی

نمایش همه راویان (86)
أبو ذر2 أبو قتادة2 أبو موسى الأشعري2 ‌أبي هريرة2 سهل بن سعد2 عبادة بن الصامت2 عقبة بن عامر2 علي2 ‌ابن أبي أوفى1 ‌ابن عباس1 أبو الجعد الضمري1 أبو أمامة1 أبو أمامة إياس بن ثعلبة الحارثي1 أبو أيوب الأنصاري1 أبو بردة بن أبي موسى1 أبو بن كعب1 أبو حازم بن دينار1 أبو شريح1 أبو عبد الرحمن عبد الله بن عمر بن الخطاب1 أبو عبد الله جابر بن عبد الله الأنصاري1 أبو مالك الأشعري1 أبو مالك الحارث بن عاصم الأشعري1 أبو مرثد الغنوي1 أبو موسى1 أبو هريرة رضي لله عنه قال1 أبو هريرة قال1 أبو يعلى شداد بن أوس1 ‌أبي الزبير قال1 ‌أبي حميد أو عن ‌أبي أسيد قال1 ‌أبي قتادة السلمي1 أبيه أبي موسى الأشعري1 البراء1 البراء بن عازب1 المغيرة1 النعمان بن بشير1 أم حبيبة1 أم عطية1 بريدة1 بريدة بن الحصيب1 ثوبان1 ‌حطان بن عبد الله الرقاشي قال1 رافع بن خديج1 زيد بن ثابت1 سالم بن أبي الجعد قال1 سعد بن أبي وقاص1 شداد بن أوس1 شريح بن هانئ قال1 عبد الرحمن بن أبي ليلى قال1 ‌عبد الله بن زيد1 عبد الله بن سلام1 عبد الله بن عمر وأبي هريرة1 ‌عبد الله بن عمرو بن العاص1 عبد الله بن مسعود قال1 عبد الله بن مغفل1 عثمان بن أبي العاص1 عثمان بن أبي العاص الثقفي1 عثمان بن عفان1 عدي بن حاتم1 عقبة بن عامر الجهني1 علي بن أبي طالب1 عمار بن ياسر1 عمر1 عمر بن الخطاب1 عمران بن حصين1 عمرو بن سليم الأنصاري قال1 عمرو بن عامر عن ‌أنس بن مالك قال1 قيس بن عاصم1 كعب بن عجرة1 مالك بن أوس بن الحدثان أنه قال1 ‌محمود بن لبيد1 مطر بن عكامس1 معاذ بن جبل1 معاوية1 ميمونة أم المؤمنين1 ‌وراد كاتب المغيرة بن شعبة قال1 يحيى بن عمارة المازني قال1
پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم او (ابو موسی اشعری) را به یمن فرستاد. او از پیامبر دربارهٔ نوشیدنی‌هایی که در آنجا ساخته می‌شد پرسید. پیامبر فرمود: «آن‌ها چیست؟» گفت: «بِتْع و مِزر.» به ابو برده گفته شد: بِتْع چیست؟ گفت: شرابی است که از عسل گرفته می‌شود. و مِزر شرابی است که از جو تهیه می‌گردد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمود: «هر چیزی که مست‌کننده باشد، حرام است.» روایت بخاری
صحیح است به روایت بخاری و مسلم
«صَلَاةُ الرَّجُلِ فِي جَمَاعَةٍ تَزِيدُ عَلَى صَلَاتِهِ فِي بَيْتِهِ وَصَلَاتِهِ فِي سُوقِهِ بِضْعًا وَعِشْرِينَ دَرَجَةً، وَذَلِكَ أَنَّ أَحَدَهُمْ إِذَا تَوَضَّأَ فَأَحْسَنَ الْوُضُوءَ، ثُمَّ أَتَى الْمَسْجِدَ لَا يَنْهَزُهُ إِلَّا الصَّلَاةُ، لَا يُرِيدُ إِلَّا الصَّلَاةَ، فَلَمْ يَخْطُ خَطْوَةً إِلَّا رُفِعَ لَهُ بِهَا دَرَجَةٌ، وَحُطَّ عَنْهُ بِهَا خَطِيئَةٌ، حَتَّى يَدْخُلَ الْمَسْجِدَ، فَإِذَا دَخَلَ الْمَسْجِدَ كَانَ فِي الصَّلَاةِ مَا كَانَتِ الصَّلَاةُ هِيَ تَحْبِسُهُ، وَالْمَلَائِكَةُ يُصَلُّونَ عَلَى أَحَدِكُمْ مَا دَامَ فِي مَجْلِسِهِ الَّذِي صَلَّى فِيهِ، يَقُولُونَ: اللهُمَّ ارْحَمْهُ، اللهُمَّ اغْفِرْ لَهُ، اللهُمَّ تُبْ عَلَيْهِ، مَا لَمْ يُؤْذِ فِيهِ، مَا لَمْ يُحْدِثْ فِيهِ»: «نماز مرد در جماعت بر نمازش در خانه‌اش و نمازش در (محل کارش در) بازار بیست و چند درجه برتری دارد، چنانکه اگر یکی از آنها خوب وضو بگیرد و سپس به مسجد بیاید و انگيزه‌ای جز نماز بلندش نکرده باشد و قصدی جز نماز نداشته باشد، گامی برنمی‌دارد مگر آنکه با آن یک درجه بر درجات او افزوده می‌شود و یک گناه از او پاک می‌شود تا آنکه وارد مسجد شود؛ و چون وارد مسجد شد تا وقتی که در انتظار نماز است، در حال نماز خواهد بود؛ و تا وقتی که یکی از شما در جایی باشد که در آن نماز خوانده است ملائکه بر او درود می‌فرستند و می‌گویند: بارالها، او را مورد رحمت قرار ده، یا الله، او را بیامرز، بارالها، توبه‌اش را بپذیر؛ تا وقتی که در آن مجلس، آزار نرساند و وضویش باطل نشود».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«إنَّ الرُّقَى والتَمائِمَ والتِّوَلَةَ شِرْكٌ»: «رقیه و تمیمه‌ها [ی شرک آمیز] و توله شرک است».
صحیح است به روایت ابوداوود و ابن‌ماجه و احمد
«يَعْقِدُ الشَّيْطَانُ عَلَى قَافِيَةِ رَأْسِ أَحَدِكُمْ إِذَا هُوَ نَامَ ثَلاَثَ عُقَدٍ يَضْرِبُ كُلَّ عُقْدَةٍ عَلَيْكَ لَيْلٌ طَوِيلٌ، فَارْقُدْ، فَإِنِ اسْتَيْقَظَ فَذَكَرَ اللَّهَ، انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَإِنْ تَوَضَّأَ انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَإِنْ صَلَّى انْحَلَّتْ عُقْدَةٌ، فَأَصْبَحَ نَشِيطًا طَيِّبَ النَّفْسِ، وَإِلَّا أَصْبَحَ خَبِيثَ النَّفْسِ كَسْلاَنَ»: «هريک از شما شب هنگام که می‌خوابد، شيطان سه گره بر پُشت سرِ او می‌زند و هنگامِ بستنِ هر گرهی [در گوش او می‌گويد] شبی دراز در پيش داری؛ پس بخواب. اگر شخص بيدار شود و ذکر و یاد الله کند، يک گره گشوده می‌شود و چون وضو بگيرد، گرهِ ديگری باز می‌شود و چنانچه نماز بخواند، همهٔ گره‌ها باز می‌شود و به این ترتیب صبح را با نشاط و سرِحال خواهد بود؛ وگرنه صبح را کسل و بی‌حال آغاز می‌کند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«مَنْ صَامَ رَمَضَانَ إِيمَانًا وَاحْتِسَابًا غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ»: «هركس ماه رمضان را از روى ايمان و براى كسب پاداش آن روزه بگيرد، گناهان گذشته‌اش بخشيده می‌شوند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
هرگاه رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ در نماز تکبیر [احرام] می‌گفت، پیش از آنکه قرائت را آغاز کند، اندکی توقف می‌کرد. گفتم: پدر و مادرم به فدایت یا رسول الله، در سکوت بین تکبیر و قرائت چه می‌گویید؟ فرمود: «می‌گویم: اللهُمَّ بَاعِدْ بَيْنِي وَبَيْنَ خَطَايَايَ كَمَا بَاعَدْتَ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ، اللهُمَّ نَقِّنِي مِنْ خَطَايَايَ كَمَا يُنَقَّى الثَّوْبُ الْأَبْيَضُ مِنَ الدَّنَسِ، اللهُمَّ اغْسِلْنِي مِنْ خَطَايَايَ بِالثَّلْجِ وَالْمَاءِ وَالْبَرَدِ»: «خداوندا میان من و گناهانم دوری انداز چنانکه مشرق و مغرب را از هم دور ساخته‌ای. خداوندا مرا از گناهانم پاک کن چنانکه لباس سفید از چرک پاک می‌شود. خداوندا مرا از گناهانم با برف و آب و تگرگ بشوی».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
مادرش، دختر رواحه، از پدرش مقداری بخشش از مالش را برای پسرش درخواست کرد. پس پدرش یک سال درنگ کرد، سپس تصمیم گرفت [که ببخشد]. مادرش گفت: راضی نمی‌شوم تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و سلم را بر آنچه به پسرم بخشیدی، گواه بگیری. پس پدرم دست مرا گرفت در حالی که من در آن روز پسربچه‌ای بودم و نزد رسول خدا صلی الله علیه و سلم آمد و گفت: ای رسول خدا، همانا مادرِ این [پسر]، دختر رواحه، دوست دارد که شما را بر آنچه به پسرش بخشیده‌ام، گواه بگیرم. پس رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «يَا بَشِيرُ، أَلَكَ وَلَدٌ سِوَى هَذَا؟» یعنی: «ای بشیر، آیا غیر از این، فرزند دیگری داری؟» گفت: آری. فرمودند: «أَكُلَّهُمْ وَهَبْتَ لَهُ مِثْلَ هَذَا؟» یعنی: «آیا به همهٔ آنان مانند این بخشیده‌ای؟» گفت: نه. فرمودند: «فَلَا تُشْهِدْنِي إِذن، فَإِنِّي لَا أَشْهَدُ عَلَى جَوْرٍ» یعنی: «پس در این صورت مرا گواه نگیر، زیرا من بر ستم گواهی نمی‌دهم». و در روایت مسلم آمده است: «فَأَشْهِدْ عَلَى هَذَا غَيْرِي» یعنی: «پس بر این [کار]، دیگری را گواه بگیر».
صحیح است متفق علیه و لفظ‌های متعددی دارد
«اگر کسی از شما در شکمش چیزی را احساس کرد و برایش سوال پیش آمد که آیا چیزی از او خارج شده یا نه، از مسجد بیرون نرود تا آنکه صدایی بشنود یا بویی احساس کند».
صحیح است به روایت مسلم