Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

9 از 704 کارت

حذف فیلترها
«چهار چیز است که هر کس آن‌ها را داشته باشد، منافق است؛ و اگر یکی از این خصلت‌ها در او باشد، در او خصلتی از نفاق وجود دارد تا زمانی که آن را ترک کند: هنگامی که سخن بگوید دروغ می‌گوید، و چون وعده دهد خلاف می‌کند، و چون دشمنی کند از حد می‌گذرد، و چون پیمان بندد خیانت می‌ورزد.»
صحیح است به روایت بخاری و مسلم
«أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ كَانَ مُنَافِقًا خَالِصًا، وَمَنْ كَانَتْ فِيهِ خَلَّةٌ مِنْهُنَّ كَانَتْ فِيهِ خَلَّةٌ مِنْ نِفَاقٍ حَتَّى يَدَعَهَا: إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ، وَإِذَا عَاهَدَ غَدَرَ، وَإِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ، وَإِذَا خَاصَمَ فَجَرَ»: «چهار [خصلت] است که اگر در کسی باشد منافقی خالص است و هرکس خصلتی از آن در وی باشد، خصلتی از نفاق در اوست تا آنکه ترکش کند: چون سخن گوید دروغ گوید و چون پیمان ببندد پیمان شکند و چون وعده دهد خلاف وعده کند و چون دشمنی کند از حد به در رود و حق کشی کند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«إِذَا الْتَقَى الْمُسْلِمَانِ بِسَيْفَيْهِمَا فَالْقَاتِلُ وَالْمَقْتُولُ فِي النَّارِ»: «هرگاه دو مسلمان با شمشیرهای‌شان با هم رویارو شوند، قاتل و مقتول [هر دو] در دوزخند» گفتم: یا رسول الله، این یکی قاتل است، مقتول چرا به دوزخ بیفتد؟ فرمود: «إِنَّهُ كَانَ حَرِيصًا عَلَى قَتْلِ صَاحِبِهِ»: «او هم بر کشتن طرف مقابل کوشا بود».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«كَانَ فِيمَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ رَجُلٌ بِهِ جُرْحٌ، فَجَزِعَ، فَأَخَذَ سِكِّينًا فَحَزَّ بِهَا يَدَهُ، فَمَا رَقَأَ الدَّمُ حَتَّى مَاتَ، قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: بَادَرَنِي عَبْدِي بِنَفْسِهِ، حَرَّمْتُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ». «در میان کسانی که پیش از شما بودند، مردی بود که زخمی داشت، پس بی‌تابی کرد و کاردی برداشت و با آن دست خود را برید. پس خون بند نیامد تا اینکه مرد. الله تعالی فرمود: بندهٔ من در گرفتن جانش بر من پیشی گرفت، من بهشت را بر او حرام کردم».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«اجْتَنِبُوا السَّبْعَ الْمُوبِقَاتِ»: «از هفت [گناه] هلاک کننده دوری کنید». گفتند: یا رسول الله، آنها چه هستند؟ فرمود: «الشِّرْكُ بِاللهِ، وَالسِّحْرُ، وَقَتْلُ النَّفْسِ الَّتِي حَرَّمَ اللهُ إِلَّا بِالْحَقِّ، وَأَكْلُ الرِّبَا، وَأَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ، وَالتَّوَلِّي يَوْمَ الزَّحْفِ، وَقَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ الْغَافِلَاتِ»: «شرک ورزیدن به الله، سحر و جادوگری، کشتن جانی که الله حرام نموده مگر به حق، خوردن ربا، خوردن مال یتیم، فرار در روز نبرد به هنگام رویارویی با دشمن و تهمت ناموسی زدن به زنان پاکدامن مؤمن بی‌خبر از گناه».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«إِنَّمَا مَثَلُ الْجَلِيسِ الصَّالِحِ وَالْجَلِيسِ السَّوْءِ كَحَامِلِ الْمِسْكِ وَنَافِخِ الْكِيرِ، فَحَامِلُ الْمِسْكِ: إِمَّا أَنْ يُحْذِيَكَ، وَإِمَّا أَنْ تَبْتَاعَ مِنْهُ، وَإِمَّا أَنْ تَجِدَ مِنْهُ رِيحًا طَيِّبَةً، وَنَافِخُ الْكِيرِ: إِمَّا أَنْ يُحْرِقَ ثِيَابَكَ، وَإِمَّا أَنْ تَجِدَ رِيحًا خَبِيثَةً»: «مثال هم‌نشین نیک و هم‌نشین بد مانند کسی است که مشک همراه خود دارد و کسی که در کوره می‌دمد. آنکه با خود مشک دارد (=عطار) یا از آن به تو می‌دهد، یا از او می‌خری، یا از او بوی خوش به تو می‌رسد؛ اما آنکه در کوره می‌دمد (=آهنگر) یا لباست را می‌سوزاند، یا از او بوی بد به تو می‌رسد».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«كُلُّ أُمَّتِي مُعَافًى إِلَّا المُجَاهِرِينَ، وَإِنَّ مِنَ المُجَاهَرَةِ أَنْ يَعْمَلَ الرَّجُلُ بِاللَّيْلِ عَمَلًا، ثُمَّ يُصْبِحَ وَقَدْ سَتَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ، فَيَقُولَ: يَا فُلاَنُ، عَمِلْتُ البَارِحَةَ كَذَا وَكَذَا، وَقَدْ بَاتَ يَسْتُرُهُ رَبُّهُ، وَيُصْبِحُ يَكْشِفُ سِتْرَ اللَّهِ عَنْهُ»: «همهٔ امت من مورد عفو هستند جز مُجاهِران، و از مصادیق مجاهره این است که شخص در شب، مرتکب گناهی شود و شب را درحالی به صبح برساند ‌که الله پرده‌پوشی او کرده است، پس بگوید: ای فلانی، دیشب چنین و چنان کردم! او شب را درحالی گذرانده بود که پروردگارش پرده‌پوشی او کرده بود، اما صبح، او پرده‌پوشی الله را از خود کنار می‌زند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«مَنْ تَرَدَّى مِنْ جَبَلٍ فَقَتَلَ نَفْسَهُ فَهُوَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ يَتَرَدَّى فِيهِ خَالِدًا مُخَلَّدًا فِيهَا أَبَدًا، وَمَنْ تَحَسَّى سُمًّا فَقَتَلَ نَفْسَهُ فَسُمُّهُ فِي يَدِهِ يَتَحَسَّاهُ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدًا مُخَلَّدًا فِيهَا أَبَدًا، وَمَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ بِحَدِيدَةٍ فَحَدِيدَتُهُ فِي يَدِهِ يَجَأُ بِهَا فِي بَطْنِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدًا مُخَلَّدًا فِيهَا أَبَدًا». یعنی: «هر کس خود را از کوهی پرت کند و به این وسیله خود را بکشد، او در آتش دوزخ [نیز] پیوسته خود را [از بلندی] پرت می‌کند و برای همیشه در آن جاودان خواهد بود. و هر کس جرعه جرعه سمی بنوشد و خود را بکشد، پس سمش در دستش خواهد بود و در آتش دوزخ پیوسته آن را جرعه جرعه می‌نوشد و برای همیشه در آن جاودان خواهد بود. و هر کس خود را با تکه آهنی بکشد، آن تکه آهن در دستش خواهد بود و در آتش دوزخ پیوسته آن را در شکمش فرو می‌کند و برای همیشه در آن جاودان خواهد بود».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند