Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

162 از 704 کارت

حذف فیلترها

راوی

نمایش همه راویان (71)
أبو ذر3 معاذ بن جبل3 ‌ابن عباس2 ‌أبي هريرة2 بريدة2 أبو الدرداء1 أبو الهياج الأسدي قال1 أبو برزة الأسلمي1 أبو بشير الأنصاري1 أبو طلحة1 أبو عبد الرحمن عبد الله بن عمر بن الخطاب1 أبو عبد الله جابر بن عبد الله الأنصاري1 أبو عمرو- وقيل1 أبو محمد عبد الله بن عمرو بن العاص1 أبو مرثد الغنوي1 أبو موسى1 أبو نجيح العرباض بن سارية1 أبو هريرة عبد الرحمن بن صخر1 أبو واقد الليثي1 أسماء بنت أبي بكر1 البراء1 البراء بن عازب1 العرباض بن سارية1 المغيرة بن شعبة1 المقداد بن عمرو الكندي1 المقدام بن معديكرب1 النبي صلى الله عليه وسلم قال1 النعمان بن بشير1 أم المؤمنين أم عبد الله عائشة1 أم سلمة أم المؤمنين1 ‌أنس بن مالك1 تميم الداري1 جرير بن عبد الله1 جندب1 حارثة بن وهب الخزاعي1 حذيفة1 حكيم بن حزام1 رسول الله صلى الله عليه وسلم أنه قال1 زياد بن لبيد1 زيد بن خالد الجهني1 زينب بنت جحش1 سفيان بن عبد الله الثقفي1 صفوان بن محرز قال1 طارق بن أشيم الأشجعي1 طاوس أنه قال1 طلحة بن عبيد الله1 عائشة وعبد الله بن عباس1 عبادة1 عبادة بن الصامت1 عبد الرحمن بن سمرة1 عبد الله بن الشخير1 عبد الله بن عمرو بن العاص1 ‌عبد الله بن عمرو بن العاص1 عبد الله بن مسعود قال1 عثمان بن أبي العاص1 عدي بن حاتم1 عمر1 عمران بن حصين1 ‌قتادة رحمه الله قال1 مطر بن عكامس1 معاوية1
هنگامی که [ملک الموت و حالات وفات] بر پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ نازل شد، خمیصه‌ای (تکه پارچه‌ای) را بر چهرهٔ خود می‌انداخت و هنگامی که نفس‌شان تنگ می‌شد آن را از چهرهٔ خود برداشته و در همین حال می‌فرمود: «لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى اليَهُودِ وَالنَّصَارَى، اتَّخَذُوا قُبُورَ أَنْبِيَائِهِمْ مَسَاجِدَ»: «لعنت الله بر یهودیان و نصرانیان [که] قبرهای پیامبران‌شان را مساجد قرار دادند» و نسبت به کاری که انجام دادند هشدار می‌داد.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«مَنْ أَحْدَثَ فِي أَمْرِنَا هَذَا مَا لَيْسَ فِيهِ فَهُوَ رَدٌّ»: «هرکه در این امر ما (دین) چیزی ایجاد کند که در آن نیست، آن [چیز] پذیرفته نمی‌شود و مردود است» متفق علیه. و در روایت مسلم آمده است: «مَنْ عَمِلَ عَمَلًا لَيْسَ عَلَيْهِ أَمْرُنَا فَهُوَ رَدٌّ»: «هرکس کاری انجام دهد که امر ما بر آن نیست، آن [کار] مردود است».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«من اقتبَسَ علْمًا مِنَ النُّجُومِ اقْتبَسَ شُعبَة مِن السِّحرِ، زادَ ما زادَ»: «هركس علمی از اختربينى ياد گیرد، همانا شاخه‌اى از جادوگرى آموخته است؛ و هر چه بيشتر آن را بیاموزد، سحر بيشترى ياد گرفته است».
صحیح است به روایت ابوداوود و ابن‌ماجه و احمد
رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ بر من وارد شد درحالی‌که من با پارچه‌ای پشمین که بر آن تصاویر [جاندار] بود گنجه‌ای [در گوشهٔ خانه] را پوشانده بودم، پس چون آن را دید پاره‌اش کرد و رنگ چهره‌اش عوض شد و فرمود: «يَا عَائِشَةُ، أَشَدُّ النَّاسِ عَذَابًا عِنْدَ اللهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ الَّذِينَ يُضَاهُونَ بِخَلْقِ اللهِ»: «ای عایشه، سخت‌ترین عذاب را نزد الله در روز قیامت کسانی دارند که سعی می‌کنند با خلقت الله همانندسازی کنند» عایشه می‌گوید: «پس آن را پاره کردیم و از آن یک یا دو بالش ساختیم».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«يُؤْتَى بِالْمَوْتِ كَهَيْئَةِ كَبْشٍ أَمْلَحَ، فَيُنَادِي مُنَادٍ: يَا أَهْلَ الجَنَّةِ، فَيَشْرَئِبُّونَ وَيَنْظُرُونَ، فَيَقُولُ: هَلْ تَعْرِفُونَ هَذَا؟ فَيَقُولُونَ: نَعَمْ، هَذَا المَوْتُ، وَكُلُّهُمْ قَدْ رَآهُ، ثُمَّ يُنَادِي: يَا أَهْلَ النَّارِ، فَيَشْرَئِبُّونَ وَيَنْظُرُونَ، فَيَقُولُ: وهَلْ تَعْرِفُونَ هَذَا؟ فَيَقُولُونَ: نَعَمْ، هَذَا المَوْتُ، وَكُلُّهُمْ قَدْ رَآهُ، فَيُذْبَحُ ثُمَّ يَقُولُ: يَا أَهْلَ الجَنَّةِ خُلُودٌ فَلاَ مَوْتَ، وَيَا أَهْلَ النَّارِ خُلُودٌ فَلاَ مَوْتَ، ثُمَّ قَرَأَ: {وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الأَمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ} [مريم: 39]، وَهَؤُلاَءِ فِي غَفْلَةٍ أَهْلُ الدُّنْيَا {وَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ} [مريم: 39]»: «مرگ را در شکل و شمایل قوچی املح (سفید و سیاه) می‌آورند، سپس ندا‌دهنده‌ای صدا می‌زند: که ای اهل بهشت! پس اهل بهشت گردن‌های خود را کشیده و می‌نگرند؛ می‌گوید: آیا این را می‌شناسید؟ می‌گویند: آری، این مرگ است و همهٔ آنان او را دیده‌اند؛ سپس ندا می‌زند که ای اهل دوزخ! پس گردن‌های خود را می‌کشند و می‌نگرند؛ و می‌گوید: آیا این را می‌شناسید؟ پس می‌گویند: آری این مرگ است و همگی آن را دیده‌اند، سپس آن ذبح می‌شود؛ آنگاه می‌گوید: ای اهل بهشت، جاودانگی است و مرگی نیست و ای اهل دوزخ، جاودانگی است و مرگی نیست! سپس این آیه را خواند: ﴿وَأَنذِرهُم يَومَ الحَسرَةِ إِذ قُضِيَ الأَمرُ وَهُم في غَفلَةٍ} [مریم: ۳۹] (و [ای پیامبر،] به آنان دربارۀ روز [پشیمانی و] حسرت هشدار بده؛ آنگاه كه کار [داورى] انجام می‌گیرد؛ و [امروز‌] آنان در غفلتند) و آنان - اهل دنیا - در غفلت هستند {وَهُم لا يُؤمِنونَ} [مریم: ۳۹] {و آنان ایمان نمی‌آورند}».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
درحالی‌که رسول الله صلی الله علیه وسلم چهل سال داشت، بر ایشان [وحی] نازل شد، پس سیزده سال در مکه ماند، سپس امر به هجرت شد و به مدینه هجرت کرد و بیست سال در آنجا ماند و آنگاه از دنیا رفت.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
پشت سر پیامبر صلی الله علیه وسلم بر الاغی که عُفَیر نام داشت سوار بودم که فرمود: «يَا مُعَاذُ، هَلْ تَدْرِي حَقَّ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ، وَمَا حَقُّ العِبَادِ عَلَى اللَّهِ؟»: «ای معاذ، آیا می‌دانی که حق الله بر بندگانش و حق بندگان بر الله چیست؟ گفتم: الله و پیامبر او آگاه‌ترند. فرمود: «فَإِنَّ حَقَّ اللَّهِ عَلَى العِبَادِ أَنْ يَعْبُدُوهُ وَلا يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا، وَحَقَّ العِبَادِ عَلَى اللَّهِ أَنْ لا يُعَذِّبَ مَنْ لا يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا»:«حق الله بر بندگان آن است که او را عبادت کنند و چیزی را با او شریک نیاورند و حق بندگان بر الله آن است که هرآنکه چیزی را با او شریک نیاورده، عذاب ندهد». گفتم: یا رسول الله، آیا این را به مردم بشارت ندهم؟ فرمود: «لا تُبَشِّرْهُمْ، فَيَتَّكِلُوا»: «به آنان بشارت نده که [بر همین] اتکا می‌کنند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
رسول الله صلی الله علیه وسلم در پی بارانی که شب آمده بود، نماز صبح را در حُدیبیه برای ما برگزار کرد و چون نماز را به پایان رساند، رو به مردم کرد و فرمود: «آیا می‌دانید پروردگارتان چه فرموده است؟» گفتند: الله و پیامبرش آگاه‌ترند. فرمود: «از میان بندگانم گروهی شب را با ایمان به من و گروهی با کفر ورزیدن به من به صبح رساندند؛ اما آنکه گفت: با فضل الله و رحمت او باران داده شدیم، پس او به من مؤمن و به ستارگان کافر است؛ اما آنکه گفت: برای جایگاه فلان [ستاره] و فلان [ستاره] به ما باران داده شد، او به من کافر و به ستاره مؤمن است».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند