Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

123 از 704 کارت

حذف فیلترها

راوی

نمایش همه راویان (56)
عمر بن الخطاب3 ‌ابن عباس2 أبو الدرداء1 أبو الهياج الأسدي قال1 أبو بشير الأنصاري1 أبو طلحة1 أبو عبد الرحمن عبد الله بن عمر بن الخطاب1 أبو عبد الله جابر بن عبد الله الأنصاري1 أبو عمرو- وقيل1 أبو مرثد الغنوي1 أبو موسى1 أبو هريرة عبد الرحمن بن صخر1 ‌أبي هريرة1 أسماء بنت أبي بكر1 البراء1 البراء بن عازب1 المغيرة بن شعبة1 المقداد بن عمرو الكندي1 النعمان بن بشير1 أم المؤمنين أم عبد الله عائشة1 أم سلمة أم المؤمنين1 ‌أنس بن مالك1 جرير بن عبد الله1 جندب1 حارثة بن وهب الخزاعي1 حكيم بن حزام1 رسول الله صلى الله عليه وسلم أنه قال1 زيد بن خالد الجهني1 زينب بنت جحش1 سفيان بن عبد الله الثقفي1 صفوان بن محرز قال1 طارق بن أشيم الأشجعي1 طاوس أنه قال1 طلحة بن عبيد الله1 عائشة وعبد الله بن عباس1 عبادة1 عبد الرحمن بن سمرة1 ‌عبد الله بن عمرو بن العاص1 عبد الله بن مسعود قال1 عثمان بن أبي العاص1 عدي بن حاتم1 عمر1 عمران بن حصين1 ‌قتادة رحمه الله قال1 معاذ بن جبل1 معاوية1
«إِنَّ مِنْ أَشْرَاطِ السَّاعَةِ أَنْ يُرْفَعَ العِلْمُ، وَيَكْثُرَ الجَهْلُ، وَيَكْثُرَ الزِّنَا، وَيَكْثُرَ شُرْبُ الخَمْرِ، وَيَقِلَّ الرِّجَالُ، وَيَكْثُرَ النِّسَاءُ حَتَّى يَكُونَ لِخَمْسِينَ امْرَأَةً القَيِّمُ الوَاحِدُ»: «یکی از نشانه‌های قیامت آن است که علم برداشته شود و جهل زیاد شود، زنا بسیار گردد و نوشیدن خمر زیاد شود؛ مردان کم شوند و زنان زیاد گردند تا جایی که هر پنجاه زن، یک سرپرست داشته باشند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَيْلٌ لِلْعَرَبِ مِنْ شَرٍّ قَدِ اقْتَرَبَ، فُتِحَ اليَوْمَ مِنْ رَدْمِ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مِثْلُ هَذِهِ»: «لا اله الا الله، وای بر عرب از شری که نزدیک شده است، امروز از سد یاجوج و ماجوج مانند این باز شده است» و با انگشت شست و انگشت بعدی حلقه‌ای ایجاد کرد. زینب بنت جَجش می‌گوید: گفتم یا رسول الله، آیا درحالی‌که صالحان در بین ما هستند هلاک خواهیم شد؟ فرمود: «نَعَمْ إِذَا كَثُرَ الخَبَثُ»: «آری، زمانی که ناپاکی زیاد شود».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
گفتم: یا رسول الله، در مورد اسلام سخنی به من بگو که از کسی جز تو در مورد آن نپرسم. فرمود: «قُلْ: آمَنْتُ بِاللهِ، ثُمَّ اسْتَقِمْ»: «بگو: به الله ایمان آوردم، سپس استقامت کن».
صحیح است به روایت مسلم
«قال الله تبارك وتعالى: أنا أغنى الشركاء عن الشرك، من عمل عملًا أشرك فيه معي غيري، تركتُهُ وشركَهُ»: «الله تبارک و تعالی فرموده است: من بی‌نیازترین شریکان از شرک هستم؛ هرکس عملی را انجام دهد که در آن دیگری را با من شریک سازد، او و شرکش را رها می‌کنم».
صحیح است به روایت مسلم
«يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى لِأَهْوَنِ أَهْلِ النَّارِ عَذَابًا يَوْمَ القِيَامَةِ: لَوْ أَنَّ لَكَ مَا فِي الأَرْضِ مِنْ شَيْءٍ أَكُنْتَ تَفْتَدِي بِهِ؟ فَيَقُولُ: نَعَمْ، فَيَقُولُ: أَرَدْتُ مِنْكَ أَهْوَنَ مِنْ هَذَا، وَأَنْتَ فِي صُلْبِ آدَمَ: أَلّاَ تُشْرِكَ بِي شَيْئًا، فَأَبَيْتَ إِلَّا أَنْ تُشْرِكَ بِي»: «الله تعالی در روز قیامت به کسی از دوزخيان كه كمترين عذاب را دارد، می‌گويد: اگر تمام آنچه روی زمين است از آنِ تو می‌بود، آیا برای نجات و آزادی خود فدیه می‌دادی؟ می‌گويد: بله. آنگاه الله متعال می‌فرمايد: هنگامی كه تو در صُلب آدم بودی، كمتر از اين را از تو خواستم: اینكه كسی را با من شريک نسازی، ولی تو نپذيرفتی و به من شرک ورزيدی».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
علی بن ابی طالب رضی الله عنه از یمن، قطعه طلای کوچکی را در چرمی دباغی شده که هنوز از خاکش پاک نشده بود، برای رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرستاد. [راوی] گفت: پس ایشان آن را میان چهار نفر تقسیم کردند: عُیَینة بن بدر، اقرع بن حابِس، زید الخیل و نفر چهارم یا علقمه بود یا عامر بن طُفیل. پس مردی از اصحاب گفت: ما به این [طلا] از اینان سزاوارتر بودیم. [راوی] گفت: این سخن به پیامبر صلی الله علیه و سلم رسید، پس فرمودند: «أَلاَ تَأْمَنُونِي وَأَنَا أَمِينُ مَنْ فِي السَّمَاءِ، يَأْتِينِي خَبَرُ السَّمَاءِ صَبَاحًا وَمَسَاءً» یعنی: «آیا مرا امین نمی‌دانید در حالی که من امینِ کسی هستم که در آسمان است و خبر آسمان هر صبح و شام به من می‌رسد؟». [راوی] گفت: پس مردی برخاست که چشمانی گود رفته، گونه‌هایی برجسته، پیشانی‌ای برآمده، ریشی انبوه، سری تراشیده و لنگی بالا زده داشت، و گفت: ای رسول الله، از خدا بترس! پیامبر فرمودند: «وَيْلَكَ، أَوَلَسْتُ أَحَقَّ أَهْلِ الأَرْضِ أَنْ يَتَّقِيَ اللَّهَ» یعنی: «وای بر تو، آیا من سزاوارترینِ اهل زمین نیستم که از خدا بترسد؟». [راوی] گفت: سپس آن مرد پشت کرد و رفت. خالد بن ولید گفت: ای رسول خدا، آیا گردنش را نزنم؟ فرمودند: «لاَ، لَعَلَّهُ أَنْ يَكُونَ يُصَلِّي» یعنی: «نه، شاید نماز می‌خواند». خالد گفت: و چه بسا نمازگزاری که با زبانش چیزی می‌گوید که در قلبش نیست. رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «إِنِّي لَمْ أُومَرْ أَنْ أَنْقُبَ عَنْ قُلُوبِ النَّاسِ وَلاَ أَشُقَّ بُطُونَهُمْ» یعنی: «من مأمور نشده‌ام که قلب‌های مردم بکاوم و شکم‌هایشان را بشکافم». [راوی] گفت: سپس در حالی که آن مرد پشت کرده بود و می‌رفت، به او نگریستند و فرمودند: «إِنَّهُ يَخْرُجُ مِنْ ضِئْضِئِ هَذَا قَوْمٌ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ رَطْبًا، لاَ يُجَاوِزُ حَنَاجِرَهُمْ، يَمْرُقُونَ مِنَ الدِّينِ كَمَا يَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِيَّةِ»، وَأَظُنُّهُ قَالَ: «لَئِنْ أَدْرَكْتُهُمْ لَأَقْتُلَنَّهُمْ قَتْلَ ثَمُودَ» یعنی: «همانا از نسل این شخص، گروهی پدید می‌آیند که کتاب خدا را به روانی می‌خوانند، اما از گلوهایشان فراتر نمی‌رود. از دین خارج می‌شوند همان‌گونه که تیر از شکار خارج می‌شود». و گمانم که فرمودند: «اگر آنان را درک کنم، هرآینه آنان را مانند قوم ثمود خواهم کشت».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ سخنی گفت و من سخنی گفتم. پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «مَنْ مَاتَ وَهُوَ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللهِ نِدًّا دَخَلَ النَّارَ»: «هرکس درحالی بمیرد که به جای الله همتایی را به فریاد می‌خواند، به دوزخ درآید». و من گفتم: هرکس درحالی بمیرد که برای الله همتایی را به فریاد نمی‌خواند، وارد بهشت می‌شود.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«إِنَّ اللهَ لَا يَنْظُرُ إِلَى صُوَرِكُمْ وَأَمْوَالِكُمْ، وَلَكِنْ يَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِكُمْ وَأَعْمَالِكُمْ»: «الله به صورت‌ها و اموال‌تان نمی‌نگرد بلکه به دل‌ها و اعمال‌تان می‌نگرد».
صحیح است به روایت مسلم