Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

7 از 704 کارت

حذف فیلترها

راوی

نمایش همه راویان (63)
أبو بكرة2 أسامة بن زيد2 النعمان بن بشير2 النواس بن سمعان الأنصاري2 سهل بن سعد2 صهيب2 عائشة أم المؤمنين2 عبادة بن الصامت2 عبد الله بن عمرو2 أبان بن عثمان قال1 أبو العباس سهل بن سعد الساعدي1 أبو أمامة قال1 أبو بن كعب1 أبو سعيد1 أبو سعيد الخدري وأبي هريرة1 أبو عبد الله النعمان بن بشير1 أبو عمرو- وقيل1 أبو مالك الأشعري1 أبو مالك الحارث بن عاصم الأشعري1 أبو محمد عبد الله بن عمرو بن العاص1 أبو مسعود1 ‌أبي حميد أو عن ‌أبي أسيد قال1 الأغر1 الحسن قال1 الحسين بن علي بن أبي طالب1 ‌الزبير بن العوام قال1 العباس بن عبد المطلب1 المقدام بن معدي كرب1 النواس بن سمعان1 أم سلمة أم المؤمنين1 أمير المؤمنين أبي حفص عمر بن الخطاب1 جرير بن عبد الله1 خولة الأنصارية1 خولة بنت حكيم السلمية قالت1 سعد1 سفيان بن عبد الله الثقفي1 سلمان1 سليمان بن صرد1 سمرة بن جندب1 سهل بن حنيف1 سهل بن معاذ بن أنس عن أبيه قال1 شداد بن أوس1 ‌عائشة1 عبادة1 عبد الله بن خبيب1 عبيد الله بن محصن الأنصاري1 عثمان بن أبي العاص1 عقبة بن عامر1 علي قال1 عمر بن الخطاب1 كعب بن عجرة1 مصعب بن سعد قال1 هانئ مولى عثمان1
از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ شنیدم که می‌فرمود: «قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: يَا ابْنَ آدَمَ إِنَّكَ مَا دَعَوْتَنِي وَرَجَوْتَنِي غَفَرْتُ لَكَ عَلَى مَا كَانَ فِيكَ وَلاَ أُبَالِي، يَا ابْنَ آدَمَ لَوْ بَلَغَتْ ذُنُوبُكَ عَنَانَ السَّمَاءِ ثُمَّ اسْتَغْفَرْتَنِي غَفَرْتُ لَكَ، وَلاَ أُبَالِي، يَا ابْنَ آدَمَ إِنَّكَ لَوْ أَتَيْتَنِي بِقُرَابِ الأَرْضِ خَطَايَا ثُمَّ لَقِيتَنِي لاَ تُشْرِكُ بِي شَيْئًا لأَتَيْتُكَ بِقُرَابِهَا مَغْفِرَةً»: «الله تبارک و تعالی می‌فرماید: ای فرزند آدم، تا وقتی که مرا بخوانی و به من اميدوار باشی، همهٔ گناهانی که از تو صادر شده می‌بخشم و [به گناهانت] اهميت نمی‌دهم. ای آدمیزاد! اگر گناهانت [به اندازه‌ای بزرگ و زياد باشد که] به ابرهای آسمان برسد و سپس از من آمرزش بخواهی، تو را می‌بخشم و [به گناهانت] توجه نمی‌کنم. ای فرزند آدم! اگر درحالی به سوی من بيايی و با من ملاقات کنی که به پُریِ زمين گناه کرده‌ای، ولی هيچ چيز و هيچکس را شريکم نساخته باشی، من با همين اندازه مغفرت و آمرزش نزد تو خواهم آمد».
حسن است به روایت ترمذی
مردی از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ درباره‌ی قیامت پرسید و گفت: قیامت چه زمانی است؟ فرمود: «وَمَاذَا أَعْدَدْتَ لَهَا»: «برایش چه آماده کرده‌ای؟» گفت: هیچ چیز، جز آنکه الله و پیامبرش را دوست دارم. پس رسول خدا فرمود: «أَنْتَ مَعَ مَنْ أَحْبَبْتَ»: «تو با کسی خواهی بود که دوستش داری». انس می‌گوید: از هیچ چیزی به مانند این سخن پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ شاد نشدیم که فرمودند: «تو با کسی خواهی بود که دوستش داری». انس می‌گوید: پس من که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ و ابوبکر و عمر را دوست دارم، امیدوارم به سبب محبتم نسبت به آنان با آنها باشم، اگرچه همانند اعمال آنان را انجام نداده باشم.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«لَا يُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ حَتَّى أَكُونَ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ وَالِدِهِ وَوَلَدِهِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ»: «کسی از شما ایمان نمی‌آورد تا آنکه من نزد او از پدرش و فرزندش و همهٔ مردم محبوب‌تر باشم».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«الدُّعَاءُ لاَ يُرَدُّ بَيْنَ الأَذَانِ وَالإِقَامَةِ»: «دعای میان اذان و اقامه رد نمی‌شود».
صحیح است به روایت ابوداوود و ترمذی و نسائی
بیشترین دعای پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ این بود که: «اللَّهُمَّ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً، وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً، وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ»: «بارالها، پروردگارا، ما را در دنیا نیکی عطا کن و در آخرت [نیز] نیکی عطا کن و از عذاب آتش [دوزخ] محافظت نما».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ این دعا را زیاد می‌خواند: «يَا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ»: «ای دگرگون‌کننده‌ی دل‌ها، قلب مرا بر دین خود استوار بگردان». گفتم: یا رسول الله، به شما و آنچه آوردید ایمان آوردیم، آیا بر ما بیم داری؟ فرمود: «نَعَمْ، إِنَّ القُلُوبَ بَيْنَ أُصْبُعَيْنِ مِنْ أَصَابِعِ اللهِ يُقَلِّبُهَا كَيْفَ يَشَاءُ»: «آری، قلب‌های بندگان میان دو انگشت از انگشتان الله است که هرگونه می‌خواهد آنها را می‌گرداند».
صحیح است به روایت ترمذی و احمد
«عُرِضَتْ عَلَيَّ الْجَنَّةُ وَالنَّارُ فَلَمْ أَرَ كَالْيَوْمِ فِي الْخَيْرِ وَالشَّرِّ، وَلَوْ تَعْلَمُونَ مَا أَعْلَمُ لَضَحِكْتُمْ قَلِيلًا وَلَبَكَيْتُمْ كَثِيرًا» قَالَ: فَمَا أَتَى عَلَى أَصْحابِ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم يَوْمٌ أَشَدُّ مِنْهُ، قَالَ: غَطَّوْا رُءُوسَهُمْ وَلَهُمْ خَنِينٌ، قَالَ: فَقَامَ عُمَرُ فَقَالَ: رَضِينَا بِاللهِ رَبًّا، وَبِالْإِسْلَامِ دِينًا، وَبِمُحَمَّدٍ نَبِيًّا، قَالَ: فَقَامَ ذَاكَ الرَّجُلُ فَقَالَ: مَنْ أَبِي؟ قَالَ: «أَبُوكَ فُلَانٌ»، فَنَزَلَتْ: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ} [المائدة: 101]. یعنی: «بهشت و دوزخ بر من عرضه شد و هرگز [صحنه‌ای] مانند امروز، در [نشان دادنِ اوجِ] خیر و شر ندیده بودم. و اگر آنچه را من می‌دانم، شما می‌دانستید، هرآینه کم می‌خندیدید و بسیار می‌گریستید». [انس] گفت: پس روزی سخت‌تر از آن روز بر اصحاب رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم نگذشت. [او] گفت: [اصحاب] سرهایشان را پوشاندند و صدای گریه‌شان [که از بینی خارج می‌شد] به گوش می‌رسید. [انس] گفت: پس عمر برخاست و گفت: ما به الله به عنوان پروردگار، و به اسلام به عنوان دین، و به محمد به عنوان پیامبر راضی شدیم. [انس] گفت: پس آن مرد برخاست و گفت: پدر من کیست؟ پیامبر فرمودند: «پدرت فلانی است». پس این آیه نازل شد: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ} [مائده: ۱۰۱] (ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از چیزهایی نپرسید که اگر برای شما آشکار شود، شما را اندوهگین می‌سازد)».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند