عربي - Arabic English Qafár af - Afar Afrikaans - Afrikanns Akan Shqip - Albanian አማርኛ - Amharic Հայերեն - Armenian অসমীয়া - Assamese Azərbaycanca - Azerbaijani Bamanankan - Bambara Bassa Bemba বাংলা - Bengali Bosanski - Bosnian Български - Bulgarian မြန်မာဘာသာ - Burmese Bisaya - Cebuano Cham Нохчий - Chechen chiCheŵa - Chewa 中文 - Chinese Адыгэбзэ - Circassian Hrvatski - Croatian Česky - Czech Dagbani Dansk - Danish فارسی دری - Dari Dendi ދިވެހި ބަސް - Dhivehi Nederlands - Dutch إستوني - Estonian Suomi - Finnish Français - French Fulfulde - Fula ქართული - Georgian Deutsch - German Ελληνικά - Greek ગુજરાતી - Gujrati Kreyòl ayisyen - Haitian Creole Hausa हिन्दी - Hindi Magyar - Hungarian Igbo Indonesia - Indonesian Italiano - Italian 日本語 - Japanese Jóola - Jola ಕನ್ನಡ - Kannada Қазақша - Kazakh ភាសាខ្មែរ - Khmer Kikuyu Ikinyarwanda - Kinyarwanda Ikirundi - Kirundi 한국어 - Korean كوردی سۆرانی - kurdish كوردي kurmancî - Kurmanji Kyrgyz ລາວ - Lao latviešu - Latvian Lingala lietuvių - Lithuanian Luganda Македонски - Macedonian Maguindanaon Malagasy - Malagasy Bahasa Melayu - Malay മലയാളം - Malayalam Mandinka मराठी - Marathi Mõõré - Moore नेपाली - Nepali أنكو - NKo Norwegian ଓଡ଼ିଆ - Odia oromoo - Oromo پښتو - Pashto فارسی - Persian Polski - Polish Portuguese ਪੰਜਾਬੀ - Punjabi Română - Romanian Русский - Russian Српски - Serbian Shona සිංහල - Sinhala Slovenščina - Slovenian Soomaaliga - Somali Soninke Sesotho - Sotho Español - Spanish Kiswahili - Swahili Svenska - Swedish Tagalog Тоҷикӣ - Tajik தமிழ் - Tamil తెలుగు - Telugu ไทย - Thai ትግረኛ - Tigrinya Türkçe - Turkish Ukrainian اردو - Urdu ئۇيغۇرچە - Uyghur Ўзбек - Uzbek Việt Nam - Vietnamese Wolof Yao Yorùbá - Yoruba Zarma زولو - Zulu
704 حدیث
دانشنامه احادیث نبوی
دستهبندیها
درجه حدیث
منبع روایت
نمایش منابع دیگر
راوی
نمایش همه راویان (26)
فاطمه ـ رضی الله عنها ـ نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ آمد تا از رنجی که دستش به دلیل آسیاب میکشد به ایشان شکایت کند و به او خبر رسیده بود که بردگانی برای پیامبر صلی الله علیه وسلم آوردهاند؛ اما ایشان را ملاقات نکرد، پس این مساله را با عایشه در میان گذاشت؛ پس چون ایشان ـ صلی الله علیه وسلم ـ آمد، عایشه در این مورد به ایشان خبر داد. علی میگوید: درحالی پیامبر نزد ما آمد که در بستر خواب خود بودیم، خواستیم برخیزیم که فرمود: «عَلَى مَكَانِكُمَا»: «در جای خود بمانید». پس آمد و بین من و فاطمه نشست تا جایی که سرمای پاهای ایشان را بر شکم خود احساس کردم، آنگاه فرمود: «أَلاَ أَدُلُّكُمَا عَلَى خَيْرٍ مِمَّا سَأَلْتُمَا؟ إِذَا أَخَذْتُمَا مَضَاجِعَكُمَا -أَوْ أَوَيْتُمَا إِلَى فِرَاشِكُمَا- فَسَبِّحَا ثَلاَثًا وَثَلاَثِينَ، وَاحْمَدَا ثَلاَثًا وَثَلاَثِينَ، وَكَبِّرَا أَرْبَعًا وَثَلاَثِينَ، فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمَا مِنْ خَادِمٍ»: «آیا شما را به چیزی بهتر از آنچه خواستید راهنمایی نکنم؟ هرگاه به رختخواب رفتید سی و سه بار تسبیح بگویید و سی و سه بار حمد بگویید و سی و چهار بار تکبیر بگویید که این برایتان از خدمتکار بهتر است».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم هنگام سختی و گرفتاری میفرمودند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الْعَظِيمُ الْحَلِيمُ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَرَبُّ الْأَرْضِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ». یعنی: «هیچ معبود بر حقی جز اللهِ بزرگ و بردبار نیست، هیچ معبود بر حقی جز الله، پروردگار عرش بزرگ نیست، هیچ معبود بر حقی جز الله، پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار عرش گرامی نیست».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«سید الاستغفار (بهترین درخواست آمرزش) این است که بگویی: اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّي لا إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، خَلَقْتَنِي وَأَنَا عَبْدُكَ، وَأَنَا عَلَى عَهْدِكَ وَوَعْدِكَ مَا اسْتَطَعْتُ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا صَنَعْتُ، أَبُوءُ لَكَ بِنِعْمَتِكَ عَلَيَّ وَأَبُوءُ لَكَ بِذَنْبِي، فَاغْفِرْ لِي، فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ أَنْتَ»: (بار الها، تو پروردگار منی، جز تو معبود برحقی وجود ندارد، تو مرا آفريدهای و من بندهٔ تو هستم و من بر عهد و پيمانی كه با تو بستهام تا حد توان استوارم و به وعدهای كه دادهای يقين دارم، از بدی كارهایی كه انجام دادهام به تو پناه میبرم و به نعمتهایی كه ارزانیام داشتهای و گناهانی كه انجام دادهام، اعتراف میكنم. پس مرا بيامرز، زيرا كسی جز تو گناهان را نمیبخشد). و رسول خدا فرمود: «وَمَنْ قَالَهَا مِنَ النَّهَارِ مُوقِنًا بِهَا، فَمَاتَ مِنْ يَوْمِهِ قَبْلَ أَنْ يُمْسِيَ، فَهُوَ مِنْ أَهْلِ الجَنَّةِ، وَمَنْ قَالَهَا مِنَ اللَّيْلِ وَهُوَ مُوقِنٌ بِهَا، فَمَاتَ قَبْلَ أَنْ يُصْبِحَ، فَهُوَ مِنْ أَهْلِ الجَنَّةِ»: «کسی که این دعا را به هنگام روز و از روی یقین بخواند و همان روز پیش از شب از دنیا برود، از اهل بهشت است؛ و کسی که شب هنگام از روی یقین آن را بخواند و پیش از صبح از دنیا برود، از اهل بهشت است».
صحیح است به روایت بخاری
«يُؤْتَى بِالْمَوْتِ كَهَيْئَةِ كَبْشٍ أَمْلَحَ، فَيُنَادِي مُنَادٍ: يَا أَهْلَ الجَنَّةِ، فَيَشْرَئِبُّونَ وَيَنْظُرُونَ، فَيَقُولُ: هَلْ تَعْرِفُونَ هَذَا؟ فَيَقُولُونَ: نَعَمْ، هَذَا المَوْتُ، وَكُلُّهُمْ قَدْ رَآهُ، ثُمَّ يُنَادِي: يَا أَهْلَ النَّارِ، فَيَشْرَئِبُّونَ وَيَنْظُرُونَ، فَيَقُولُ: وهَلْ تَعْرِفُونَ هَذَا؟ فَيَقُولُونَ: نَعَمْ، هَذَا المَوْتُ، وَكُلُّهُمْ قَدْ رَآهُ، فَيُذْبَحُ ثُمَّ يَقُولُ: يَا أَهْلَ الجَنَّةِ خُلُودٌ فَلاَ مَوْتَ، وَيَا أَهْلَ النَّارِ خُلُودٌ فَلاَ مَوْتَ، ثُمَّ قَرَأَ: {وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الأَمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ} [مريم: 39]، وَهَؤُلاَءِ فِي غَفْلَةٍ أَهْلُ الدُّنْيَا {وَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ} [مريم: 39]»: «مرگ را در شکل و شمایل قوچی املح (سفید و سیاه) میآورند، سپس ندادهندهای صدا میزند: که ای اهل بهشت! پس اهل بهشت گردنهای خود را کشیده و مینگرند؛ میگوید: آیا این را میشناسید؟ میگویند: آری، این مرگ است و همهٔ آنان او را دیدهاند؛ سپس ندا میزند که ای اهل دوزخ! پس گردنهای خود را میکشند و مینگرند؛ و میگوید: آیا این را میشناسید؟ پس میگویند: آری این مرگ است و همگی آن را دیدهاند، سپس آن ذبح میشود؛ آنگاه میگوید: ای اهل بهشت، جاودانگی است و مرگی نیست و ای اهل دوزخ، جاودانگی است و مرگی نیست! سپس این آیه را خواند: ﴿وَأَنذِرهُم يَومَ الحَسرَةِ إِذ قُضِيَ الأَمرُ وَهُم في غَفلَةٍ} [مریم: ۳۹] (و [ای پیامبر،] به آنان دربارۀ روز [پشیمانی و] حسرت هشدار بده؛ آنگاه كه کار [داورى] انجام میگیرد؛ و [امروز] آنان در غفلتند) و آنان - اهل دنیا - در غفلت هستند {وَهُم لا يُؤمِنونَ} [مریم: ۳۹] {و آنان ایمان نمیآورند}».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«اجْتَنِبُوا السَّبْعَ الْمُوبِقَاتِ»: «از هفت [گناه] هلاک کننده دوری کنید». گفتند: یا رسول الله، آنها چه هستند؟ فرمود: «الشِّرْكُ بِاللهِ، وَالسِّحْرُ، وَقَتْلُ النَّفْسِ الَّتِي حَرَّمَ اللهُ إِلَّا بِالْحَقِّ، وَأَكْلُ الرِّبَا، وَأَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ، وَالتَّوَلِّي يَوْمَ الزَّحْفِ، وَقَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ الْغَافِلَاتِ»: «شرک ورزیدن به الله، سحر و جادوگری، کشتن جانی که الله حرام نموده مگر به حق، خوردن ربا، خوردن مال یتیم، فرار در روز نبرد به هنگام رویارویی با دشمن و تهمت ناموسی زدن به زنان پاکدامن مؤمن بیخبر از گناه».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«لاَ عَدْوَى وَلاَ طِيَرَةَ، وَلاَ هَامَةَ وَلاَ صَفَرَ، وَفِرَّ مِنَ المَجْذُومِ كَمَا تَفِرُّ مِنَ الأَسَدِ»: «نه سرایت بیماری [اصالتی دارد] و نه بدشگونی و نه هامه و صفر؛ و از جذامی چنان فرار کن که از شیر فرار میکنی».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«إِنَّمَا مَثَلُ الْجَلِيسِ الصَّالِحِ وَالْجَلِيسِ السَّوْءِ كَحَامِلِ الْمِسْكِ وَنَافِخِ الْكِيرِ، فَحَامِلُ الْمِسْكِ: إِمَّا أَنْ يُحْذِيَكَ، وَإِمَّا أَنْ تَبْتَاعَ مِنْهُ، وَإِمَّا أَنْ تَجِدَ مِنْهُ رِيحًا طَيِّبَةً، وَنَافِخُ الْكِيرِ: إِمَّا أَنْ يُحْرِقَ ثِيَابَكَ، وَإِمَّا أَنْ تَجِدَ رِيحًا خَبِيثَةً»: «مثال همنشین نیک و همنشین بد مانند کسی است که مشک همراه خود دارد و کسی که در کوره میدمد. آنکه با خود مشک دارد (=عطار) یا از آن به تو میدهد، یا از او میخری، یا از او بوی خوش به تو میرسد؛ اما آنکه در کوره میدمد (=آهنگر) یا لباست را میسوزاند، یا از او بوی بد به تو میرسد».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«اللهُمَّ لَكَ أَسْلَمْتُ، وَبِكَ آمَنْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ، وَإِلَيْكَ أَنَبْتُ، وَبِكَ خَاصَمْتُ، اللهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِعِزَّتِكَ، لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَنْ تُضِلَّنِي، أَنْتَ الْحَيُّ الَّذِي لَا يَمُوتُ، وَالْجِنُّ وَالْإِنْسُ يَمُوتُونَ» یعنی: «خداوندا، تسلیم تو شدم، به تو ایمان آوردهام، بر تو توکل کردهام، به سوی تو برگشتهام، و به تو در همهٔ امورم احتجاج میکنم. به عزت تو پناه میآورم از اینکه مرا گمراه سازی. هیچ معبودی بهحق جز تو نیست، تویی که زندهای و نمیمیری، در حالی که جنیان و انسانها میمیرند».
صحیح است متفق علیه، و این لفظ مسلم است و بخاری آن را به اختصار روایت کرده است.