Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

79 از 704 کارت

حذف فیلترها

راوی

نمایش همه راویان (46)
عثمان بن عفان اراده داشت مسجد را بازسازی کند اما مردم این را نپسندیدند و دوست داشتند که آن را به همان شکلی که بود باقی می‌گذاشت؛ پس ایشان فرمود: شنیدم که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ می‌فرمود: «مَنْ بَنَى مَسْجِدًا لِلهِ بَنَى اللهُ لَهُ فِي الْجَنَّةِ مِثْلَهُ»: «هرکس مسجدی برای الله بسازد، الله برای او در بهشت همانند آن خواهد ساخت».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«لَيَنْتَهِيَنَّ أَقْوَامٌ عَنْ وَدْعِهِمُ الْجُمُعَاتِ أَوْ لَيَخْتِمَنَّ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ، ثُمَّ لَيَكُونُنَّ مِنَ الْغَافِلِينَ». یعنی: «گروه‌هایی باید حتماً از رها کردنِ نمازهای جمعه دست بکشند، وگرنه خداوند حتماً بر دل‌هایشان مهر خواهد زد، سپس از غافلان خواهند شد».
صحیح است به روایت مسلم
«رُفِعَ الْقَلَمُ عن ثلاثة: عن النائم حتى يَسْتَيْقِظَ، وعن الصبي حتى يَحْتَلِمَ، وعن المجنون حتى يَعْقِلَ»: «قلم از سه کس برداشته شده است: از خوابیده تا آنکه بیدار شود و از کودک تا آنکه بالغ شود و از دیوانه تا آنکه به عقل آید».
صحیح است به روایت ابوداوود و ترمذی و نسائی در «السنن الکبری» و ابن‌ماجه و احمد
«لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي النِّدَاءِ وَالصَّفِّ الْأَوَّلِ ثُمَّ لَمْ يَجِدُوا إِلَّا أَنْ يَسْتَهِمُوا عَلَيْهِ لَاسْتَهَمُوا، وَلَوْ يَعْلَمُونَ مَا فِي التَّهْجِيرِ لَاسْتَبَقُوا إِلَيْهِ، وَلَوْ يَعْلَمُونَ مَا فِي الْعَتَمَةِ وَالصُّبْحِ لَأَتَوْهُمَا وَلَوْ حَبْوًا». یعنی: «اگر مردم می‌دانستند چه [فضیلتی] در اذان و صف اول است، سپس [برای به دست آوردن آن] راهی جز قرعه‌کشی نمی‌یافتند، هرآینه بر سر آن قرعه‌کشی می‌کردند. و اگر می‌دانستند چه [فضیلتی] در زود رفتن [به نماز] است، هرآینه به سوی آن از یکدیگر سبقت می‌گرفتند. و اگر می‌دانستند چه [فضیلتی] در نماز عشاء و صبح است، قطعا به سوی آن دو می‌آمدند، حتی اگر چهار دست و پا باشد».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«أُمِرْتُ أَنْ أَسْجُدَ عَلَى سَبْعَةِ أَعْظُمٍ: عَلَى الْجَبْهَةِ وَأَشَارَ بِيَدِهِ عَلَى أَنْفِهِ، وَالْيَدَيْنِ، وَالرُّكْبَتَيْنِ، وَأَطْرَافِ الْقَدَمَيْنِ، وَلَا نَكْفِتَ الثِّيَابَ وَالشَّعَرَ»: «به من امر شده كه بر روى هفت استخوان سجده کنم: بر پيشانى و با دستش به بينى اشاره نمود؛ و دو دست و دو زانو و انگشتان پاها؛ و اينكه لباس و موها(ی سر خود) را [در داخل نماز] جمع نكنيم».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
مردانی نزد سَهل بن سَعد ساعِدی آمدند و دربارهٔ منبر [پیامبر] که چوبش از چیست بحث کرده بودند و از او در این زمینه پرسیدند که ایشان گفت: به الله سوگند من می‌دانم که از چیست و آن را در اولین روزی که نهاده شد و اولین روزی که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ بر آن نشست، دیدم. رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ نزد فلان زن - زنی از انصار که سهل نام وی را برد - فرستاد و خطاب به ایشان فرمود: «غلامت را که نجار است دستور بده تا برای من چوب‌هایی (منبری از چوب) بسازد تا هنگام سخن گفتن با مردم بر آن بنشینم» پس آن زن او را امر کرد و او از درختان طَرَفهٔ غابه (محلی در بیرون مدینه به سمت شام) آن را ساخت و سپس آورد. آن زن آن را نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرستاد و ایشان نیز امر کرد تا اینجا نهاده شود. سپس رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ را دیدم که [برای آموزش مردم] بر آن [منبر] نماز خواند و درحالی‌که بر آن بود تکبیر گفت و سپس درحالی‌که بر آن بود به رکوع رفت و سپس به پشت سر پایین آمد و در [کنار] پایهٔ منبر سجده کرد و سپس [به روی آن] بازگشت و وقتی که [نمازش را] به پایان رساند، رو به مردم کرد و فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّمَا صَنَعْتُ هَذَا لِتَأْتَمُّوا وَلِتَعَلَّمُوا صَلَاتِي»: «ای مردم، برای این چنین کردم که از من تبعیت کنید و نماز مرا فرا گیرید».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«بَيْنَ كُلِّ أَذَانَيْنِ صَلَاةٌ، بَيْنَ كُلِّ أَذَانَيْنِ صَلَاةٌ»: «بین هر دو اذان (یعنی اذان و اقامه) نمازی است، بین هر دو اذان نمازی است» سپس در بار سوم فرمود: «لِمَنْ شَاءَ»: «برای هرکه بخواهد».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
رسول خدا صلی الله علیه و سلم استخاره در کارها را همانند سوره‌ای از قرآن به ما می‌آموختند و می‌فرمودند: «هنگامی که هريک از شما قصد انجام كاری كرد، دو ركعت نماز به جز نماز فرض بخواند و سپس بگويد: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَخِيرُكَ بِعِلْمِكَ، وَأَسْتَقْدِرُكَ بِقُدْرَتِكَ، وَأَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ الْعَظِيمِ، فَإِنَّكَ تَقْدِرُ وَلَا أَقْدِرُ، وَتَعْلَمُ وَلَا أَعْلَمُ، وَأَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ، اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الْأَمْرَ - اینجا حاجت خود را می گوید - خَيْرٌ لِي فِي دِينِي وَمَعَاشِي وَعَاقِبَةِ أَمْرِي - یا فرمود عَاجِلِ أَمْرِي وَآجِلِهِ - فَاقْدُرْهُ لِي وَيَسِّرْهُ لِي ثُمَّ بَارِكْ لِي فِيهِ، وَإِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا الْأَمْرَ شَرٌّ لِي فِي دِينِي وَمَعَاشِي وَعَاقِبَةِ أَمْرِي - یا فرمود: عَاجِلِ أَمْرِي وَآجِلِهِ - فَاصْرِفْهُ عنِّي وَاصْرِفْنِي عَنْهُ وَاقْدُرْ لِيَ الخَيْرَ حَيْثُ كَانَ ثُمَّ أَرْضِنِي بِهِ». یعنی: «بار الها، از علم تو طلب خير می‌كنم و از قدرت تو توانايی می‌جويم و از تو خواهانِ فضل و بخششِ بی‌کرانت هستم. به يقين، تو توانايی و من ناتوانم؛ و تو می‌دانی و من نمی‌دانم و تو دانای اسراری. يا الله، اگر اين كار را به خيرِ دين، دنيا و فرجامِ كار من می‌دانی، آن را برای من ممكن و آسان بگردان. و اگر آن را برای دين، دنيا و عاقبت كار من زيان‌بار می‌دانی، آن را از من دور کن و مرا از انجامش منصرف بگردان و خير را هرجا که هست، برايم مقدّر بفرما و آنگاه مرا بدان خشنود کن».
صحیح است به روایت بخاری