Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

6 از 704 کارت

حذف فیلترها
«إنَّ الرُّقَى والتَمائِمَ والتِّوَلَةَ شِرْكٌ»: «رقیه و تمیمه‌ها [ی شرک آمیز] و توله شرک است».
صحیح است به روایت ابوداوود و ابن‌ماجه و احمد
گروهی از قبیلهٔ عُكْل یا عُرَینه آمدند و [آب و هوای] مدینه با آنان سازگار نبود. پس پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم آنان را به نزد شتران شیرده فرستادند و دستور دادند که از ادرار و شیرشان بنوشند. آنان نیز رفتند. پس هنگامی که بهبود یافتند، چوپان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم را کشتند و شتران را به سرقت بردند. خبر در ابتدای روز رسید، پس [پیامبر] گروهی را در تعقیبشان فرستادند. هنگامی که روز بالا آمد، آنان را آوردند. پس ایشان دستور دادند که دست‌ها و پاهایشان قطع شود و چشمانشان [با میخ داغ] کور شود و در حره (منطقه‌ای سنگلاخی) رها شدند، در حالی که آب می‌خواستند و به آنان آبی داده نمی‌شد. ابوقلابه گفت: اینان دزدی کردند و کشتند و پس از ایمانشان کافر شدند و با خدا و رسولش جنگیدند.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«ضَعْ يَدَكَ عَلَى الَّذِي تَأَلَّمَ مِنْ جَسَدِكَ، وَقُلْ بِاسْمِ اللهِ ثَلَاثًا، وَقُلْ سَبْعَ مَرَّاتٍ أَعُوذُ بِاللهِ وَقُدْرَتِهِ مِنْ شَرِّ مَا أَجِدُ وَأُحَاذِرُ»: «دستت را بر همان جایی از بدنت بگذار که درد می‌کند و سه بار بسم الله بگو و هفت بار بگو: أَعُوذُ بِاللهِ وَقُدْرَتِهِ مِنْ شَرِّ مَا أَجِدُ وَأُحَاذِرُ» (به الله و قدرتش پناه می‌برم از دردی که احساس می‌کنم و از شری که از آن حذر می‌کنم).
صحیح است به روایت مسلم
رسول الله صلی الله علیه و سلم هرگاه نزد بیماری می‌آمدند تا برایش دعا کنند، می‌فرمودند: «أَذْهِبِ الْبَاسَ، رَبَّ النَّاسِ، وَاشْفِ أَنْتَ الشَّافِي، لَا شِفَاءَ إِلَّا شِفَاؤُكَ، شِفَاءً لَا يُغَادِرُ سَقَمًا» (ای پروردگار مردم، این بیماری را ببر و شفا بده که تویی شفادهنده. هیچ شفایی جز شفای تو نیست؛ شفایی که هیچ بیماری‌ای را باقی نگذارد)
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«مَنْ عَادَ مَرِيضًا، لَمْ يَحْضُرْ أَجَلُهُ فَقَالَ عِنْدَهُ سَبْعَ مِرَارٍ: أَسْأَلُ اللَّهَ الْعَظِيمَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ أَنْ يَشْفِيَكَ، إِلَّا عَافَاهُ اللَّهُ مِنْ ذَلِكَ الْمَرَضِ». یعنی: «هر کس بیماری را عیادت کند که اجلش فرا نرسیده است، و نزد او هفت بار بگوید: أَسْأَلُ اللَّهَ الْعَظِيمَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ أَنْ يَشْفِيَكَ، إِلَّا عَافَاهُ اللَّهُ مِنْ ذَلِكَ الْمَرَضِ (از خداوند بزرگ، پروردگار عرش بزرگ، می‌خواهم که تو را شفا دهد) مگر آنکه خداوند او را از آن بیماری عافیت می‌بخشد».
صحیح است به روایت ابوداوود و ترمذی و احمد
«لَأُعْطِيَنَّ هَذِهِ الرَّايَةَ غَدًا رَجُلًا يَفْتَحُ اللَّهُ عَلَى يَدَيْهِ، يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ»: «فردا این پرچم را به کسی خواهم داد که الله به دست او فتح را رقم خواهد زد، الله و پیامبرش را دوست دارد و الله و پیامبرش او را دوست دارند». راوی می‌گوید: مردم شب را درحالی سپری کردند که به يکديگر می‌گفتند: کداميک از آنها پرچم را دريافت خواهد کرد. صبح که شد، مردم نزد رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ رفتند و هريک از آنها امید داشت پرچم به او واگذار شود که رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ فرمود: «أَيْنَ عليُّ بنُ أَبي طالب؟»: «علی بن ابی طالب کجاست؟» گفته شد: ای رسول خدا، چشمش درد می‌کند. فرمود: «فَأَرْسِلُوا إِلَيْهِ»: «به دنبال او بفرستيد». پس علی ـ رضی الله عنه ـ را آوردند و رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ از آب دهانش به چشمان علی ماليد و برای او دعا کرد که بلافاصله چنان علی ـ رضی الله عنه ـ بهبود يافت که گويا هيچ دردی نداشته است. آنگاه رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ پرچم را به او داد؛ پس علی گفت: ای رسول خدا، با انان بجنگم تا مثل ما باشند؟ رسول خدا فرمود: «انْفُذْ عَلَى رِسلِكَ حَتَّى تَنْزِلَ بِسَاحتِهِمْ، ثُمَّ ادْعُهُمْ إِلَى الإِسْلام، وَأَخْبرْهُمْ بِمَا يجِبُ عَلَيْهِمْ مِنْ حَقِّ اللَّهِ فِيهِ، فَواللَّه لأَنْ يَهْدِيَ اللَّه بِكَ رَجُلاً وَاحِداً خَيْرٌ لَكَ مِنْ أَنْ يَكُونَ لَكَ حُمْرُ النَّعَمِ»: «بدون عجله به سوی آنها برو تا به منطقهٔ آنها برسی؛ سپس آنان را به سوی اسلام فرا بخوان و آنان را از حقوق الله متعال که در دين بر آنها واجب می‌شود، آگاه کن. به الله سوگند که اگر الله يک نفر را به وسيلهٔ تو هدايت نمايد، برای تو از شتران سرخ‌مو بهتر است».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند