Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

22 از 704 کارت

حذف فیلترها
مادرش، دختر رواحه، از پدرش مقداری بخشش از مالش را برای پسرش درخواست کرد. پس پدرش یک سال درنگ کرد، سپس تصمیم گرفت [که ببخشد]. مادرش گفت: راضی نمی‌شوم تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و سلم را بر آنچه به پسرم بخشیدی، گواه بگیری. پس پدرم دست مرا گرفت در حالی که من در آن روز پسربچه‌ای بودم و نزد رسول خدا صلی الله علیه و سلم آمد و گفت: ای رسول خدا، همانا مادرِ این [پسر]، دختر رواحه، دوست دارد که شما را بر آنچه به پسرش بخشیده‌ام، گواه بگیرم. پس رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «يَا بَشِيرُ، أَلَكَ وَلَدٌ سِوَى هَذَا؟» یعنی: «ای بشیر، آیا غیر از این، فرزند دیگری داری؟» گفت: آری. فرمودند: «أَكُلَّهُمْ وَهَبْتَ لَهُ مِثْلَ هَذَا؟» یعنی: «آیا به همهٔ آنان مانند این بخشیده‌ای؟» گفت: نه. فرمودند: «فَلَا تُشْهِدْنِي إِذن، فَإِنِّي لَا أَشْهَدُ عَلَى جَوْرٍ» یعنی: «پس در این صورت مرا گواه نگیر، زیرا من بر ستم گواهی نمی‌دهم». و در روایت مسلم آمده است: «فَأَشْهِدْ عَلَى هَذَا غَيْرِي» یعنی: «پس بر این [کار]، دیگری را گواه بگیر».
صحیح است متفق علیه و لفظ‌های متعددی دارد
پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم «واصِله» (زنی که موی خود یا دیگری را به موی دیگری وصل می‌کند) و «مُستَوصِله» (زنی که از دیگری می‌خواهد تا مویی را به موی او وصل کند) و «واشِمه» (زنی که خالکوبی می‌کند) و «مُستَوشِمه» (زنی که خالکوبی می‌شود) را لعنت کردند.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«لاَ تُسَافِرِ المَرْأَةُ مَسِيرَةَ يَوْمَيْنِ إِلَّا وَمَعَهَا زَوْجُهَا أَوْ ذُو مَحْرَمٍ، وَلاَ صَوْمَ فِي يَوْمَيْنِ: الفِطْرِ وَالأَضْحَى، وَلاَ صَلاَةَ بَعْدَ الصُّبْحِ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ، وَلاَ بَعْدَ العَصْرِ حَتَّى تَغْرُبَ، وَلاَ تُشَدُّ الرِّحَالُ إِلَّا إِلَى ثَلاَثَةِ مَسَاجِدَ: مَسْجِدِ الحَرَامِ، وَمَسْجِدِ الأَقْصَى، وَمَسْجِدِي هَذَا»: «زن مسیر دو روز را به سفر نمی‌رود مگر آنکه همسرش یا محرمی همراه او باشد؛ و در دو روز، روزه روا نیست: فطر و قربان؛ و پس از [نماز] صبح، نمازی نیست تا آنکه خورشید طلوع کند و پس از [نماز] عصر، تا آنکه خورشید غروب کند؛ و بار سفر بسته نمی‌شود مگر به سوی سه مسجد: مسجد الحرام و مسجد الاقصی و این مسجد من».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«ای گروه زنان، صدقه بدهید، زیرا من شما را بیشترین اهل آتش دیدم.» گفتند: ای رسول خدا، به چه دلیل؟ فرمودند: «زیاد نفرین می‌کنید و از همسرانتان ناسپاسی می‌کنید. من کسی را ندیده‌ام که با وجود کاستی در عقل و دین، در ربودن عقل یک مرد هوشیار و دوراندیش، تواناتر از یکی از شما (زنان) باشد». گفتند: ای رسول خدا، کاستی در دین و عقل ما چیست؟ فرمودند: «آیا گواهیِ زن، مانند نصف گواهیِ مرد نیست؟» گفتند: آری. فرمودند: «این از نقصان عقل اوست. آیا چنین نیست که هرگاه زن حیض می‌شود، نه نماز می‌خواند و نه روزه می‌گیرد؟» گفتند: آری. فرمودند: «پس این از نقصان دین اوست».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«لَيْسَ الْوَاصِلُ بِالْمُكَافِئِ، وَلَكِنِ الْوَاصِلُ الَّذِي إِذَا قُطِعَتْ رَحِمُهُ وَصَلَهَا»: «آنکه پیوند خویشاوندی‌اش را پیوسته می‌دارد، آن نیست که مقابله به مثل می‌کند [و اگر خویشاوندانش با او رابطه داشتند رابطه‌اش را با آنان حفظ می‌کند]، بلکه حفظ کنندهٔ صلهٔ رحم آن است که اگر [خویشاوند او] پیوند خویشاوندی‌اش را با او قطع کند، او این پیوند را پیوسته بدارد [و رابطه‌اش را قطع نکند]».
صحیح است به روایت بخاری
«إِيَّاكُمْ وَالدُّخُولَ عَلَى النِّسَاءِ»: «از وارد شدن بر زنان برحذر باشید». پس مردی از انصار گفت: ای رسول خدا، در مورد خویشاوندان شوهر چه می‌فرمایید؟ فرمود: «الحَمْوُ المَوْتُ»: «[فتنه‌ی] خویشاوندان شوهر [بدتر و مانند] مرگ است».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ از «قزع» نهی کردند.
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند
«مَنِ اسْتَطَاعَ البَاءَةَ فَلْيَتَزَوَّجْ، فَإِنَّهُ أَغَضُّ لِلْبَصَرِ، وَأَحْصَنُ لِلْفَرْجِ، وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَعَلَيْهِ بِالصَّوْمِ، فَإِنَّهُ لَهُ وِجَاءٌ»: «كسی كه توانايی دارد، ازدواج كند، زيرا باعث حفاظت بیشتر چشم و مصونیت بیشتر شرمگاه می‌شود. و كسی كه توانايی [ازدواج را] ندارد، باید روزه بگيرد كه روزه، شهوت را ضعيف و كنترل می‌كند».
صحیح است بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارند