Skip to content
704 حدیث

دانشنامه احادیث نبوی

فیلتر نتایج

7 از 704 کارت

حذف فیلترها
«لا نِكَاحَ إِلّا بِوَليٍّ»: «نکاح (درست) نیست مگر با (اجازه‌ی) ولی».
صحیح است به روایت ابوداوود و ترمذی و ابن‌ماجه و احمد
عرض کردم: ای رسول خدا، حق همسر یکی از ما بر او چیست؟ فرمودند: «أَنْ تُطْعِمَهَا إِذَا طَعِمْتَ، وَتَكْسُوَهَا إِذَا اكْتَسَيْتَ، أَوِ اكْتَسَبْتَ، وَلَا تَضْرِبِ الْوَجْهَ، وَلَا تُقَبِّحْ، وَلَا تَهْجُرْ إِلَّا فِي الْبَيْتِ» یعنی: «اینکه هرگاه خودت غذا خوردی، به او نیز غذا بدهی، و هرگاه خودت لباس پوشیدی، یا [مالی] به دست آوردی، او را نیز بپوشانی، و به صورتش نزنی، و به او دشنام ندهی (و نگویی: خدا رویت را زشت کند)، و جز در خانه از او دوری نکنی (و قهر نکنی)».
حسن است به روایت ابوداوود و ابن‌ماجه و احمد
«أَيُّمَا امْرَأَةٍ نَكَحَتْ بِغَيْرِ إِذْنِ مَوَالِيهَا، فَنِكَاحُهَا بَاطِلٌ - ثَلَاثَ مَرَّاتٍ - فَإِنْ دَخَلَ بِهَا فَالْمَهْرُ لَهَا بِمَا أَصَابَ مِنْهَا، فَإِنْ تَشَاجَرُوا فَالسُّلْطَانُ وَلِيُّ مَنْ لَا وَلِيَّ لَهُ». یعنی: «هر زنی که بدون اجازهٔ ولی (سرپرست) خود ازدواج کند، پس ازدواجش باطل است – [این را] سه بار [تکرار کردند] – و اگر با او همبستر شده باشد، پس مهریه به خاطر بهره‌ای که از او برده، برای آن زن خواهد بود. و اگر [اولیای زن] دچار اختلاف و مشاجره شوند، پس حاکم (سلطان)، ولیِ کسی است که ولی‌ای ندارد».
صحیح است به روایت ابوداوود و ترمذی و ابن‌ماجه و احمد
رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ ابریشمی را با دست چپ خود و طلایی را با دست راست خود گرفت و سپس دستانش را با آن دو بلند کرد و فرمود: «إِنَّ هَذَيْنِ حَرَامٌ عَلَى ذُكُورِ أُمَّتِي، حِلٌّ لِإِنَاثِهِمْ»: «این دو بر مردهای امتم حرام و بر زنان‌شان حلال است».
صحیح است به روایت ابوداوود و نسائی و ابن‌ماجه
«أَكْمَلُ الْمُؤْمِنِينَ إِيمَانًا أَحْسَنُهُمْ خُلُقًا، وَخَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِنِسَائِهِمْ»: «کامل‌ترین مؤمنان از نظر ایمان، خوش اخلاق‌ترین آنان هستند و بهترین شما، بهترینِ شما برای زنان‌شان هستند».
حسن است به روایت ابوداوود و ترمذی و احمد
«مَنْ كَانَتْ لَهُ امْرَأَتَانِ فَمَالَ إِلَى إِحْدَاهُمَا، جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَشِقُّهُ مَائِلٌ». «هر کس دو همسر داشته باشد و به سوی یکی از آن دو تمایل نشان دهد (و عدالت را رعایت نکند)، روز قیامت در حالی می‌آید که یک طرف بدنش کج (یا فلج) است».
صحیح است به روایت ابوداوود و ترمذی و نسائی و ابن‌ماجه و احمد
رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ خطبهٔ حاجت را به ما یاد دادند [به این صورت که]: «إِنَّ الحَمْدَ للهِ، نَسْتَعِيْنُهُ وَنَسْتَغْفِرُهُ، وَنَعُوْذُ بِهِ مِنْ شُرُوْرِ أَنْفُسِنَا، مَنْ يَهْدِ اللهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ، وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا الله، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُوْلُهُ، {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ والأرحام إن الله كان عليكم رقيبا} [النساء: ۱]، {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ} [آل عمران: ۱۰۲]، {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا (70) يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا} [الأحزاب: ۷۰ - ۷۱]. یعنی: «همانا حمد و ستايش از آن الله است، از او كمک مى‌طلبيم و از او طلب مغفرت مى‌كنيم و از شر نفس خويش به او پناه مى‌بريم؛ هر كسى كه الله او را هدايت كند، براى او گمراه‌گرى نيست و هركسى كه الله او را گمراه كند، براى او هدايت‌گرى نيست؛ و شهادت مى‌دهم كه معبود به حقى جز الله وجود ندارد و شهادت مى‌دهم كه محمد بنده و فرستادهٔ الله است. (ای مردم، از پروردگارتان پروا کنید [همان ذاتی] که شما را از یک تن آفرید و همسرش را [نیز] از او آفرید و از [نسلِ] آن دو، مردان و زنان بسیاری پراکند؛ و از الله که به [نام] او از یکدیگر درخواست می‌کنید پروا نمایید و از [گسستن] پیوند خویشاوندی بپرهیزید. بی‌گمان، الله همواره مراقب [و نگهبان] شماست). (ای کسانی‌ که ایمان آورده‌اید، از الله ـ ‌آن گونه که شایستۀ پروا کردن از اوست‌ ـ پروا کنید و جز در حال مسلمانی نمیرید). (ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از الله پروا کنید و سخنی راست و درست بگویید (70) تا الله کارهای‌تا‌ن را اصلاح کند و گناهان‌تان را بیامرزد و [بدانید] هرکس از الله و پیامبرش اطاعت کند، یقیناً به کامیابی بزرگی دست یافته است).
صحیح است به روایت ابوداوود و ترمذی و نسائی و ابن‌ماجه و احمد